وست مینستر
فصل اول- کتابمقدس
فصل اوّل
«کتابمقدّس»
بخش ۱
اگرچه نور فطرت و خرد طبیعی انسان و کارهای خدا در آفرینش، اراده و تدبیر جهان؛ نیکویی، حکمت و قدرت خدا را به اندازهای آشکار میکند که انسانها در پذیرش وجود خدا هیچ عذر و بهانهای نداشته باشند (مزمور ۱۹: ۱-۳؛ امثال ۸: ۱-۴؛ اشعیا ۴۰: ۲۶؛ رومیان ۱: ۱۹-۲۰؛ رومیان ۱: ۳۲؛ رومیان ۲: ۱؛ رومیان ۲: ۱۴-۱۵؛ اعمال رسولان ۱۴: ۱۶-۱۷؛ اعمال رسولان ۱۷: ۲۴-۲۸؛ عبرانیان ۳: ۴)، اما این دلایل به تنهایی برای شناخت کامل خدا و ارادهی او، به شکلی که برای نجات ضروری است، کافی نیستند (اول قرنتیان ۱: ۲۱؛ اول قرنتیان ۲: ۱۳-۱۴؛ یعقوب ۱: ۱۷-۱۸؛ امثال ۳۰: ۳-۴؛ یوحنا ۱۷: ۳؛ اول یوحنا ۵: ۲۰). بنابراین، خدا خواست که در زمانهای مختلف و به روشهای گوناگون، خود را آشکار سازد و ارادهاش را به کلیسایش اعلام نماید (پیدایش ۱۵: ۱-۶؛ خروج ۳: ۲-۶؛ اول سموئیل ۳: ۱۱؛ اشعیا ۶: ۱-۹؛ دانیال ۱۰: ۱؛ عبرانیان ۱: ۱). سپس، برای حفظ و انتشار بهتر حقیقت و همچنین برای تقویت و تسلی بیشتر کلیسا در برابر فساد جسمانی و بدخواهی شیطان و دنیا، ارادهی خود را به طور کامل به نوشتن سپرد (امثال ۲۲: ۱۹-۲۱؛ اشعیا ۸: ۱۹-۲۰؛ متی ۴: ۴، ۷، ۱۰؛ رومیان ۱۵: ۴؛ دوم پطرس ۱: ۲۱؛ لوقا ۱: ۳-۴؛ یوحنا ۵: ۳۹؛ یوحنا ۲۰: ۳۰-۳۱؛ امثال ۳۰: ۵). بدین ترتیب، وجود کتابمقدّس کاملاً ضروری است (مزمور ۱۹: ۷-۱۱؛ اعمال رسولان ۱۷: ۱۱؛ متی ۲۲: ۲۹؛ لوقا ۲۴: ۲۷؛ لوقا ۲۴: ۴۴؛ دوم تیموتائوس ۳: ۱۵؛ دوم پطرس ۱: ۱۹). زیرا آن راههای پیشین که خدا ارادهی خود را از طریق آنها به مردمش آشکار میکرد، اکنون متوقف شدهاند (یوحنا ۱۴: ۲۶؛ افسسیان ۳: ۳-۵؛ غلاطیان ۱: ۸-۹؛ عبرانیان ۱: ۱-۲؛ عبرانیان ۲: ۲-۴؛ مکاشفه ۲۲: ۱۸-۱۹).
بخش ۲
نوشتههای مقدّس، یعنی کلام مکتوب خدا، که عبارت است از همه کتابهای عهد عتیق و عهد جدید که اسامی آنها به شرح زیر است:
فهرست کتب عهد عتیق:
پیدایش خروج لاویان اعداد تثنیه
یوشع داوران روت اول سموئیل دوم سموئیل
اول پادشاهان دوم پادشاهان اول تواریخ دوم تواریخ عزرا
نحمیا استر ایوب مزامیر امثال سلیمان
جامعه غزل غزلهای سلیمان اشعیا ارمیا مراثی ارمیا
حزقیال دانیال هوشع یوئیل عاموس
عوبدیا یونس میکاه ناحوم حبقوق
صفنیا حجّی زکریا ملاکی
فهرست کتب عهد جدید:
انجیل متی انجیل مرقس انجیل لوقا انجیل یوحنا اعمال رسولان
رساله به رومیان رسالهی اول قرنتیان رسالهی دوم قرنتیان رساله به غلاطیان رساله به افسسیان
رساله به فیلیپان رساله به کولسیان رسالهی اول به تسالونیکیان رسالهی دوم به تسالونیکان رسالهی اول به تیموتائوس
رسالهی دوم به تیموتائوس رساله به تیطس رساله به فیلمون نامه به عبرانیان نامه یعقوب
نامه اول پطرس نامه دوم پطرس نامه اول یوحنا نامه دوم یوحنا نامه سوم یوحنا
نامه یهودا مکاشفه یوحنا
همه این نوشتههای مقدس با الهام الهی عطا شدهاند و پایه و قانونِ ایمان و عمل هستند (تثنیه ۴: ۲؛ تثنیه ۱۲: ۳۲؛ متی ۱۱: ۲۷؛ لوقا ۱۶: ۲۹-۳۱؛ دوم تیموتائوس ۳: ۱۶؛ افسسیان ۲: ۲۰؛ مکاشفه ۲۲: ۱۸-۱۹).
بخش ۳
کتابهایی که به اپوکریفا (یعنی مخفی یا سرّی) معروف هستند، چون دارای الهام الهی نیستند، جزو نوشتههای مقدس رسمی محسوب نمیشوند و به همین دلیل در کلیسای خدا اعتبار رسمی ندارند (لوقا ۱۶: ۲۹، ۳۱؛ یوحنا ۱۰: ۳۵؛ افسسیان ۲: ۲۰؛ دوم تیموتائوس ۳: ۱۶؛ عبرانیان ۴: ۱۲؛ اول پطرس ۱: ۲۳‑۲۵؛ مکاشفه ۲۲: ۱۸‑۱۹)، بلکه فقط مانند سایر نوشتههای انسانی به کار برده میشوند (نحمیا ۸: ۸؛ لوقا ۲۴: ۲۷، ۴۴؛ اعمال رسولان ۱۷: ۱۱؛ رومیان ۳: ۲؛ اول قرنتیان ۲: ۱۲‑۱۳؛ دوم پطرس ۱: ۲۱).
بخش ۴
صحت و اعتبار نوشتههای مقدس، که بر اساس آن باید به نوشتههای مقدس ایمان آورد و آنها را اطاعت نمود، بر پایهی شهادت هیچ انسان یا کلیسایی قرار ندارد بلکه کاملاً از خداست که او خود حقیقت و راستی است و به وجود آورندهی این نوشتههای مقدس میباشد. بنابراین، از این جهت که کلام خداست، باید به عنوان حقیقت پذیرفته شود (مزمور ۱۱۹: ۸۹؛ امثال ۳۰: ۵؛ متی ۵: ۱۸؛ متی ۲۴: ۳۵؛ یوحنا ۱۰: ۳۵؛ یوحنا ۱۷: ۱۷؛ غلاطیان ۱: ۱۱‐۱۲؛ اول تسالونیکیان ۲: ۱۳؛ اول یوحنا ۵: ۹؛ عبرانیان ۱: ۱‐۲؛ دوم تیموتائوس ۳: ۱۶؛ دوم پطرس ۱: ۱۹‐۲۱؛ دوم پطرس ۳: ۱۵‐۱۶).
بخش ۵
ما ممکن است به واسطه شهادت کلیسا تشویق و ترغیب شویم تا به احترام و ارزش فراوانی نسبت به نوشتههای مقدس برسیم (اول تیموتائوس ۳: ۱۵؛ دوم قرنتیان ۳: ۳؛ افسسیان ۳: ۱۰). افزون بر این، ماهیت آسمانی موضوعات، تأثیر تعالیم، فصاحت سبک نگارش، هماهنگی تمام قسمتها با یکدیگر، و هدف کلی آن که جلال دادن به خداست (مزمور ۱۹: ۷-۹؛ اشعیا ۴۲: ۸؛ رومیان ۱۶: ۲۵-۲۷)، و نیز آشکار ساختن تنها راه نجات انسان (انجیل یوحنا ۱۴: ۶؛ اعمال ۴: ۱۲)، به همراه سایر خصوصیات بینظیر و کمال کامل آن، همگی دلایلی هستند که بهوضوح نشان میدهند که کتابمقدس، کلام خداست. با این وجود، قانع شدن و اطمینان کامل ما به حقیقت خطاناپذیر بودن، بدون خطا بودن و اقتدار و اعتبار الهی آن از طریق کار درونی روحالقدس است که همراه با کلام خدا در قلبهای ما شهادت میدهد (اشعیا ۵۹: ۲۱؛ انجیل یوحنا ۱۶: ۱۳-۱۴؛ رومیان ۸: ۱۶؛ اول قرنتیان ۲: ۱۰-۱۲؛ اول قرنتیان ۱۲: ۳؛ غلاطیان ۴: ۶؛ اول یوحنا ۲: ۲۰، ۲۷).
بخش ۶
اراده کامل خدا، درباره هر آنچه برای جلال او، نجات، ایمان و زندگی انسان لازم است، یا بهطور صریح در کتابمقدس بیان شده است، یا از طریق استنتاج صحیح و ضروری از آن نتیجهگیری میشود؛ و هرگز نباید چیزی بر آن افزوده شود، خواه از طریق مکاشفههای تازه روحالقدس و یا از طریق روایتها و سنتهای انسانی (دوم تیموتائوس ۳: ۱۶‑۱۷؛ غلاطیان ۱: ۸‑۹؛ دوم تسالونیکیان ۲: ۲). با این حال، اذعان داریم که روشنگری درونی توسط روحالقدس برای درک نجاتبخش آنچه در کلام خدا مکشوف شده است، ضروری است (یوحنا ۶: ۴۵؛ اول قرنتیان ۲: ۹‑۱۲). همچنین میپذیریم که برخی شرایط مربوط به پرستش خدا و مدیریت کلیسا، که مشترک بین رفتارهای انسانی و اجتماعها است، باید طبق عقل طبیعی و تدبیر مسیحی و مطابق با قوانین کلی کلام خدا که همواره باید رعایت شود، تنظیم گردد (اول قرنتیان ۱۱: ۱۳‑۱۴؛ اول قرنتیان ۱۴: ۲۶، ۴۰).
بخش ۷
مفهوم تمام بخشهای کتابمقدس به یک اندازه روشن نیست و همچنین برای همه کس بهطور یکسان آشکار نمیباشد (دوم پطرس ۳: ۱۶؛ متی ۱۳: ۱۱؛ اول قرنتیان ۲: ۱۴؛ عبرانیان ۵: ۱۱). با این حال، آنچه برای نجات ضروری است که انسان بداند، ایمان داشته باشد و انجام دهد، در قسمتهای مختلف کتابمقدس به قدری روشن و واضح بیان شده که نه تنها دانشمندان، بلکه افراد عادی نیز میتوانند با استفادهی صحیح از روشهای معمول، درک کافی از آن را به دست آورند (مزامیر ۱۱۹: ۱۰۵، ۱۳۰؛ یوحنا ۸: ۳۱‑۳۲؛ یوحنا ۲۰: ۳۱؛ رومیان ۱۰: ۱۷؛ دوم تیموتائوس ۳: ۱۵؛ افسسیان ۱: ۱۸؛ اول یوحنا ۵: ۲۰).
بخش ۸
عهد عتیق به زبان عبری (که زبان اصلی قوم خدا در زمانهای گذشته بود) و عهد جدید به زبان یونانی (که در زمان نگارش آن در میان بسیاری از اقوام شناخته شده بود)، مستقیماً توسط خدا الهام شده و در تمام ادوار بهواسطهی محافظت و تدبیر خاص الهی خالص و محفوظ ماندهاند و به همین دلیل دارای صحت و اعتبار هستند (مزمور ۱۲: ۶-۷؛ اشعیا ۴۰: ۸؛ متی ۵: ۱۸؛ یوحنا ۱۰: ۳۵؛ دوم تیموتائوس ۳: ۱۶؛ اول پطرس ۱: ۲۵). بنابراین، برای حلوفصل هرگونه اختلاف دینی، کلیسا باید بهعنوان مرجع نهایی به آنها رجوع نماید (اشعیا ۸: ۲۰؛ مزامیر ۱۹: ۷؛ یوحنا ۵: ۳۹، ۴۶؛ اعمال رسولان ۱۵: ۱۵؛ غلاطیان ۱: ۸). اما از آنجا که تمام قوم خدا که به کلام مقدس علاقه دارند، به زبانهای اصلی عبری و یونانی آشنایی ندارند و با توجه به اینکه به آنها فرمان داده شده است که کلام خدا را با خداترسی بخوانند و در آن تفحص نمایند (یوحنا ۵: ۳۹؛ رومیان ۱۵: ۴؛ دوم پطرس ۱: ۱۹-۲۱)، بنابراین، کتابمقدس باید به زبان معمول و رایج هر قومی که آن را دریافت میکند، ترجمه شود، تا کلام خدا در میان آنها به فراوانی ساکن گردد (اعمال ۲: ۶-۱۱؛ اول قرنتیان ۱۴: ۶، ۹، ۱۱، ۱۲، ۲۴، ۲۷، ۲۸) و آنها بتوانند خدا را به شکلی شایسته و مقبول پرستش نمایند (مزامیر ۱۱۹: ۱۶۲-۱۶۴؛ یوحنا ۴: ۲۳-۲۴؛ کولسیان ۳: ۱۶) و از طریق صبر و تسلی کتابمقدس، امیدوار باشند (مزامیر ۱۱۹: ۱۱۴؛ رومیان ۱۵: ۴؛ افسسیان ۱: ۱۸-۱۹).
بخش ۹
خود کتابمقدس، قانون و اصل خطاناپذیر و مصون از خطا برای تفسیر کتابمقدس است و به همین دلیل، وقتی در مورد مفهوم حقیقی و کامل قسمتی از کلام خدا (که همیشه دارای یک معنی اصلی است نه معانی متعدد) سؤالی پیش میآید، باید سایر قسمتهایی از کتابمقدس که موضوع را بهوضوح بیشتری بیان کردهاند، بررسی، تفحص و مطالعه شوند (مزامیر ۱۱۹: ۱۳۰؛ اشعیا ۸: ۲۰؛ متی ۵: ۴‐۷؛ متی ۱۲: ۱‐۷؛ لوقا ۲۴: ۲۷؛ لوقا ۲۴: ۴۴‐۴۵؛ یوحنا ۵: ۴۶؛ اعمال رسولان ۱۵: ۱۵؛ ۱ قرنتیان ۲: ۱۳؛ دوم تیموتائوس ۳: ۱۶؛ دوم پطرس ۱: ۲۰‐۲۱).
بخش ۱۰
عالیترین داور برای حل و فصل تمام اختلافات دینی، کسی نیست جز روحالقدس که در کتابمقدس سخن میگوید. اوست که تمام مصوبات شوراهای کلیسایی، نظرات نویسندگان کهن، آموزههای بشر و عقاید شخصی باید با کلام او سنجیده شوند و رأی نهایی را او صادر کند (اعمال رسولان ۱۵: ۱۵‑۱۶؛ اعمال رسولان ۲۸: ۲۵؛ متی ۲۲: ۲۹، ۳۱؛ افسسیان ۲: ۲۰؛ دوم پطرس ۱: ۲۰‑۲۱). حکم اوست که به ما آرامش میبخشد و ما را به حقیقت رهنمون میسازد (رومیان ۱۵: ۱۳؛ فیلیپیان ۴: ۷؛ یوحنا ۱۴: ۲۶؛ یوحنا ۱۶: ۱۳؛ اول یوحنا ۲: ۲۰).
فصل دوّم- «خدا و تثلیث اقدس»
«خدا و تثلیث اقدس»
بخش ۱
فقط یک خدای زنده و حقیقی وجود دارد (تثنیه ۶: ۴؛ اشعیا ۴۵: ۵؛ ارمیا ۱۰: ۱۰؛ یوحنا ۱۷: ۳؛ اول قرنتیان ۸: ۶؛ یعقوب ۲: ۱۹) که در وجود و کمال، نامحدود است (تثنیه ۴: ۳۹؛ مزامیر ۹۰: ۲؛ ارمیا ۲۳: ۲۴؛ مزامیر ۱۴۵: ۱۳؛ رومیان ۱۶: ۲۶؛ اول تیموتائوس ۱: ۱۷)؛ مقدسترین روح میباشد (اشعیا ۴۰: ۱۳؛ حزقیال ۳۷: ۱۴؛ یوحنا ۴: ۲۴؛ دوم قرنتیان ۳: ۱۷؛ غلاطیان ۴: ۶)؛ نامرئی است (خروج ۳۳: ۲۰؛ یوحنا ۱: ۱۸؛ کولسیان ۱: ۱۵؛ اول تیموتائوس ۱: ۱۷؛ اول پطرس ۱: ۸)؛ بدون بدن و اعضا (تثنیه ۴: ۱۵-۱۶؛ مزامیر ۱۱۵: ۴-۸؛ لوقا ۲۴: ۳۹؛ یوحنا ۴: ۲۴؛ اعمال رسولان ۱۷: ۲۹)؛ و بدون تأثیرپذیری از هیچ احساسی (خروج ۳۲: ۱۴؛ اعداد ۲۳: ۱۹؛ اول سموئیل ۱۵: ۲۹؛ اشعیا ۴۶: ۱۰؛ اعمال رسولان ۱۴: ۱۱، ۱۵). او بیتبدیل، تغییرناپذیر و ثابت است (اعداد ۲۳: ۱۹؛ مزامیر ۱۰۲: ۲۶-۲۷؛ ملاکی ۳: ۶؛ عبرانیان ۱۳: ۸؛ یعقوب ۱: ۱۷)؛ بیحد و مرز است (اول پادشاهان ۸: ۲۷؛ مزامیر ۱۳۹: ۷-۱۰؛ امثال ۱۵: ۳؛ ارمیا ۲۳: ۲۳-۲۴؛ افسسیان ۴: ۶)؛ و ازلی و ابدی (سرمدی) میباشد (مزامیر ۹۰: ۲؛ مزامیر ۹۳: ۲؛ اشعیا ۴۰: ۲۸؛ اول تیموتائوس ۱: ۱۷؛ مکاشفه ۱: ۸) او خارج از درک و ادراک ماست (ایوب ۲۶: ۱۴؛ اشعیا ۴۰: ۲۸؛ مزامیر ۱۴۵: ۳؛ رومیان ۱۱: ۳۳-۳۴؛ یعقوب ۱: ۵)؛ قادر مطلق و توانای بیهمتاست (پیدایش ۱۷: ۱؛ خروج ۱۵: ۶؛ ارمیا ۳۲: ۱۷؛ متی ۱۹: ۲۶؛ مکاشفه ۴: ۸)؛ و حکیم (مزامیر ۳۳: ۱۱؛ اشعیا ۴۶: ۹-۱۰؛ رومیان ۸: ۲۸؛ کولسیان ۲: ۳؛ ایوب ۹: ۴؛ ایوب ۱۲: ۱۳) قدوس (خروج ۱۵: ۱۱؛ لاویان ۱۹: ۲؛ اشعیا ۶: ۳؛ اول پطرس ۱: ۱۵-۱۶؛ مکاشفه ۴: ۸) و آزاد است (خروج ۳۳: ۱۹؛ مزامیر ۱۱۵: ۳؛ دانیال ۴: ۳۵؛ متی ۲۰: ۱۵؛ رومیان ۹: ۱۸)؛ و مختار و صاحب اختیار تام است (خروج ۳: ۱۴؛ تثنیه ۷: ۱۰؛ اشعیا ۴۶: ۱۰؛ مکاشفه ۱: ۸؛ مزامیر ۱۳۵: ۶؛ اعمال رسولان ۱۷: ۲۵). او همهچیز را مطابق با ارادهی ثابت و عادلانهی خود (مزامیر ۳۳: ۱۱؛ اشعیا ۴۶: ۹-۱۰؛ اعمال رسولان ۴: ۲۷-۲۸؛ رومیان ۸: ۲۸؛ افسسیان ۱: ۱۱) برای جلال خود انجام میدهد (مزامیر ۸۶: ۹؛ امثال ۱۶: ۴؛ اشعیا ۴۳: ۷؛ رومیان ۱۱: ۳۶؛ مکاشفه ۴: ۱۱). او پر از محبت (خروج ۳۴: ۶؛ مزامیر ۱۳۶: ۱؛ ارمیا ۳۱: ۳؛ یوحنا ۳: ۱۶؛ اول یوحنا ۴: ۸، ۱۶)، لطف، مهربانی و صبر است؛ سرشار از نیکویی و راستی است؛ و بخشندهی خطاها و گناهان است (خروج ۳۴: ۶-۷؛ مزامیر ۱۰۳: ۸؛ نحمیا ۹: ۱۷؛ میکاه ۷: ۱۸؛ یوئیل ۲: ۱۳). او به کسانی که با جدیت او را میجویند، پاداش میدهد (مزامیر ۳۴: ۱۰؛ مزامیر ۹۱: ۱۴؛ امثال ۸: ۱۷؛ متی ۷: ۷؛ عبرانیان ۱۱: ۶). با وجود همهی این صفتها، او در داوریهای خود بسیار عادل و مهیب است (خروج ۳۴: ۷؛ مزامیر ۷: ۱۱؛ نحمیا ۹: ۳۲-۳۳؛ رومیان ۲: ۵-۶؛ مکاشفه ۱۹: ۱۱) و از هر نوع گناه نفرت دارد (مزامیر ۵: ۵-۶؛ امثال ۶: ۱۶-۱۹؛ ارمیا ۴۴: ۴؛ حبقوق ۱: ۱۳؛ زکریا ۸: ۱۷) و مجرمان را تبرئه نخواهد کرد (خروج ۳۴: ۷؛ تثنیه ۷: ۱۰؛ کولسیان ۳: ۶؛ ناحوم ۱: ۲-۳؛ رومیان ۱: ۱۸).
بخش ۲
خدا هر نوع حیات (پیدایش ۲: ۷؛ تثنیه ۳۲: ۳۹؛ ایوب ۳۴: ۲۱؛ مزامیر ۳۶: ۹؛ مزامیر ۱۰۳: ۸؛ اشعیا ۴۰: ۲۸؛ اعمال رسولان ۱۷: ۲۴‐۲۵؛ رومیان ۱۱: ۳۳‐۳۶؛ اول قرنتیان ۸: ۶؛ کولسیان ۱: ۱۶؛ مکاشفه ۴: ۱۱) و جلال (خروج ۳۴: ۵؛ مزامیر ۲۴: ۸‐۱۰؛ اعمال رسولان ۷: ۲؛ یوحنا ۱: ۱۴؛ اول پطرس ۴: ۱۱؛ کولسیان ۱: ۱۶؛ مکاشفه ۵: ۱۳) و نیکویی (خروج ۳۴: ۶؛ نحمیا ۹: ۲۰؛ مزامیر ۱۰۰: ۵؛ مزامیر ۱۴۵: ۹؛ مزمور ۱۱۹: ۶۸) و برکت (رومیان ۹: ۵؛ رومیان ۱۱: ۳۶؛ افسسیان ۱: ۳؛ اول تیموتائوس ۶: ۱۵؛ مکاشفه ۷: ۱۲) را ذاتاً در خود دارد و به خودی خود، کمال کفایت را داراست و به هیچیک از مخلوقاتی که آفریده است، محتاج نیست (مزامیر ۵۰: ۱۰‐۱۲؛ نحمیا ۹: ۶؛ ایوب ۴۱: ۱۱؛ اعمال رسولان ۱۷: ۲۴‐۲۵؛ رومیان ۱۱: ۳۵‐۳۶). او از آنها جلال حاصل نمیکند (مزمور ۱۶: ۲؛ ایوب ۲۲: ۲، ۳؛ اعمال رسولان ۱۷: ۲۵) بلکه جلال خود را در آنها و توسط آنها و به سوی آنها و بر آنها آشکار میسازد. او یگانه سرچشمهی همهی موجودات است و همه چیز از او و با او و به خاطر او وجود دارد (اول قرنتیان ۸: ۶؛ کولسیان ۱: ۱۶؛ یوحنا ۱: ۳؛ رومیان ۱۱: ۳۶؛ عبرانیان ۲: ۱۰) و او بر آنها فرمانروایی مطلق دارد، تا با آنها و برای آنها و بر آنها هر آنچه را که میخواهد، انجام دهد (دانیال ۴: ۲۵، ۳۵؛ مزمور ۱۳۵: ۶؛ رومیان ۹: ۱۵‐۲۱؛ اول تیموتائوس ۶: ۱۵؛ مکاشفه ۴: ۱۱؛ مکاشفه ۵: ۱۲‐۱۴). در نظر او همه چیز هویدا و آشکار است (امثال ۱۵: ۳؛ ایوب ۳۴: ۲۱؛ مزامیر ۱۳۹: ۱‐۴؛ اعمال رسولان ۱: ۲۴؛ عبرانیان ۴: ۱۳) و دانش او بینهایت، مصون از خطا و مستقل از مخلوقات است (اول سموئیل ۲: ۳؛ اشعیا ۴۰: ۲۸؛ ایوب ۳۷: ۱۶؛ مزامیر ۱۴۷: ۵؛ رومیان ۱۱: ۳۳‐۳۴). هیچ چیز برای او نامعلوم و نامشخص نیست (حزقیال ۱۱: ۵؛ مزامیر ۱۳۹: ۱۶؛ اعمال رسولان ۱۵: ۱۸؛ اشعیا ۴۶: ۱۰؛ رومیان ۸: ۲۹‐۳۰). او در تمام تصمیمها، اعمال و فرمانهایش قدوسیت کامل دارد (خروج ۱۵: ۱۱؛ مزامیر ۱۹: ۸؛ مزامیر ۱۴۵: ۱۷؛ رومیان ۷: ۱۲) و شایسته است که از فرشتگان، انسانها و همهی مخلوقات دیگر، هر اندازه پرستش، خدمت و اطاعت که میخواهد، انتظار داشته باشد (مزمور ۹۵: ۶؛ متی ۲۸: ۱۸؛ فیلیپیان ۲: ۱۰‐۱۱؛ مکاشفه ۵: ۱۲‐۱۴).
بخش ۳
در وحدت الوهیت، سه شخص (اقنوم) وجود دارند که دارای یک ذات، قدرت و ابدیت هستند: خدای پدر، خدای پسر و خدای روحالقدس (پیدایش ۱: ۲؛ خروج ۳: ۱۴؛ تثنیه ۶: ۴؛ اشعیا ۶: ۳؛ مزمور ۲: ۷؛ متی ۳: ۱۶-۱۷؛ متی ۲۸: ۱۹؛ اول قرنتیان ۲: ۱۰-۱۱؛ اول قرنتیان ۸: ۶؛ دوم قرنتیان ۱۳: ۱۴؛ غلاطیان ۴: ۶؛ افسسیان ۴: ۴-۶؛ کولسیان ۱: ۱۵-۱۷؛ اول پطرس ۱: ۲؛ اول تیموتائوس ۶: ۱۶؛ عبرانیان ۱: ۲-۳، ۵؛ رومیان ۸: ۹؛ اعمال رسولان ۲: ۳۳؛ یوحنا ۱: ۱۴، ۱۸؛ یوحنا ۳: ۱۶؛ یوحنا ۱۵: ۲۶). پدر از هیچکس سرچشمه نمیگیرد و نه مولود شده و نه صادر شده است (خروج ۳: ۱۴؛ اول قرنتیان ۸: ۶؛ یوحنا ۱: ۱۴، ۱۸؛ اول تیموتائوس ۶: ۱۶؛ عبرانیان ۱: ۵)؛ پسر از ازل از پدر مولود شده است (مزامیر ۲: ۷؛ یوحنا ۳: ۱۶؛ کولسیان ۱: ۱۵-۱۷؛ عبرانیان ۱: ۲-۳) و روحالقدس از ازل از پدر و پسر صادر شده است (یوحنا ۱۵: ۲۶؛ اعمال رسولان ۲: ۳۳؛ رومیان ۸: ۹؛ اول قرنتیان ۲: ۱۰-۱۱؛ غلاطیان ۴: ۶).
فصل سوّم «تقدیر ازلی خدا»
بخش ۱
خدا از ازل، با حکمت کامل و ارادهی کاملاً مقدس خود، آزادانه و بهگونهای تغییرناپذیر، همه چیز را که به وقوع میپیوندد، مقدر و مقرر فرموده است (پیدایش ۱۸: ۲۵؛ خروج ۳: ۱۴؛ تثنیه ۳۲: ۳۹؛ امثال ۱۶: ۳۳؛ اشعیا ۴۶: ۱۰؛ اعمال رسولان ۲: ۲۳؛ اعمال رسولان ۴: ۲۷-۲۸؛ رومیان ۹: ۱۵-۱۸؛ افسسیان ۱: ۱۱؛ عبرانیان ۶: ۱۷). او این کار را به گونهای انجام داده که نه خودش خالق گناه باشد (یعقوب ۱: ۱۳، ۱۷؛ اول یوحنا ۱: ۵) و نه به ارادهی مخلوقات تجاوزی کرده و آزادی و اختیار مربوط به علل ثانویه را از آنها سلب کرده باشد، بلکه آن را برقرار نگه داشته است. (خروج ۳: ۱۴؛ متی ۱۷: ۱۲؛ یوحنا ۱۹: ۱۱؛ اعمال رسولان ۴: ۲۷-۲۸).
بخش ۲
با وجود اینکه خدا از تمام شرایط و رویدادهای ممکن و آنچه که به وقوع خواهد پیوست، آگاه است (پیدایش ۱۸: ۲۵؛ خروج ۳۴: ۶-۷؛ اول سموئیل ۲۳: ۱۱-۱۲؛ مزامیر ۱۳۹: ۱۶؛ متی ۱۱: ۲۱-۲۳؛ اعمال رسولان ۱۵: ۱۸)، اما فقط به این دلیل که آینده را میبیند و از شرایط آگاه است، چیزی را مقدر نفرموده است (اشعیا ۴۶: ۱۰؛ رومیان ۹: ۱۱-۱۳، ۱۶، ۱۸؛ اول پطرس ۱: ۲۰).
بخش ۳
بر اساس اراده و تقدیر الهی و به منظور آشکار ساختن جلال خدا، برخی از انسانها و فرشتهها برای حیات ابدی و برخی دیگر برای هلاکت ابدی مقدر شدهاند (امثال ۱۶: ۴؛ متی ۲۵: ۴۱؛ رومیان ۹: ۲۲-۲۳؛ اول تیموتائوس ۵: ۲۱).
بخش ۴
این انسانها و فرشتهها که به این صورت از پیش مقدّر و مقرّر شدهاند، بهطور خاص و تغییرناپذیر منصوب شدهاند و تعداد آنها به قدری قطعی و مشخص است که نمیتوان به آن افزود یا از آن کاست (خروج ۳۲: ۳۲- ۳۳؛ تثنیه ۲۹: ۲۰؛ مزمور ۶۹: ۲۸؛ مزمور ۱۱۳: ۳؛ دانیال ۱۲: ۱؛ یوحنا ۶: ۳۷، ۳۹، ۴۴؛ یوحنا ۱۰: ۱۶، ۲۶؛ یوحنا ۱۷: ۲، ۶، ۹، ۱۲-۱۳؛ یوحنا ۱۳: ۱۸؛ رومیان ۸: ۲۹-۳۰؛ رومیان ۱۱: ۵، ۷؛ دوم تسالونیکیان ۲: ۱۳؛ دوم تیموتائوس ۱: ۹؛ دوم تیموتائوس ۲: ۱۹؛ عبرانیان ۱۲: ۲۳؛ یهودا ۱: ۱؛ مکاشفه ۱۳: ۸).
بخش ۵
خدا، پیش از بنیاد عالم، کسانی از نوع بشر را که برای حیات ابدی برگزیده بود، بر اساس هدف ازلی و تغییرناپذیر خود و با توجه به ارادهی نیکویش، در مسیح برای جلال ابدی انتخاب کرد (پیدایش ۱: ۱، ۲؛ مزمور ۳۳: ۱۱؛ امثال ۸: ۲۲، ۲۳، ۳۰؛ متی ۲۵: ۳۴؛ لوقا ۱۰: ۲۰؛ یوحنا ۱۷: ۲۴؛ اعمال رسولان ۱۳: ۴۸؛ رومیان ۸: ۲۸-۳۰؛ رومیان ۹: ۱۱-۱۳، ۱۶، ۲۳، ۲۴؛ رومیان ۱۱: ۷؛ اول قرنتیان ۱: ۲۷، ۲۸؛ دوم تسالونیکیان ۲: ۱۳؛ افسسیان ۱: ۴، ۵، ۹، ۱۱؛ دوم تیموتائوس ۱: ۹؛ عبرانیان ۹: ۱۴؛ اول پطرس ۱: ۲، ۲۰؛ مکاشفه ۱۳: ۸) و این انتخاب، تنها بر اساس فیض رایگان و محبت خدا بوده است و نه به خاطر پیشبینی ایمان، اعمال نیک، و یا پایداری ایشان در آنها، و نه به دلیل هیچ شرط یا علتی در مخلوقات (رومیان ۹: ۱۱، ۱۳، ۱۶؛ افسسیان ۱: ۴، ۹)، بلکه همه چیز برای ستایش فیض پر جلال او بوده است (افسسیان ۱: ۶، ۱۲).
بخش ۶
همانطور که خدا برگزیدگان را برای جلال مقرر فرموده، به همان ترتیب، طبق ارادهی ازلی و کاملاً آزاد خود، تمامی مقدمات لازم برای رسیدن به آن جلال را از پیش تعیین کرده است (اول پطرس ۱: ۲؛ افسسیان ۱: ۴-۵؛ افسسیان ۲: ۱۰؛ دوم تسالونیکیان ۲: ۱۳). بنابراین، برگزیدگان که در آدم سقوط کردهاند، به وسیلهی مسیح نجات داده شدهاند (اول تسالونیکیان ۵: ۹-۱۰؛ تیطس ۲: ۱۴) و روحالقدس، در زمان مقرر، آنها را به طور مؤثر به ایمان به مسیح دعوت کرده است. این افراد عادل شمرده شده، به فرزندی پذیرفته شده و تقدیس شدهاند (رومیان ۸: ۳۰؛ افسسیان ۱: ۵؛ دوم تسالونیکیان ۲: ۱۳) و به وسیلهی قدرت الهی، از طریق ایمان، برای نجات محفوظ نگه داشته میشوند (اول پطرس ۱: ۵). در واقع، هیچکس به جز برگزیدگان به وسیلهی مسیح بازخرید و نجات داده نمیشود و به طور مؤثر به ایمان دعوت نمیشود، عادل شمرده نمیشود، به فرزندی پذیرفته نمیشود، تقدیس نمیشود و نجات پیدا نمیکند (یوحنا ۶: ۶۴-۶۵؛ یوحنا ۱۰: ۲۶؛ یوحنا ۱۷: ۹؛ رومیان ۸: ۲۸، ۴۷؛ اول یوحنا ۲: ۱۹).
بخش ۷
خدا، طبق ارادهی حکیمانه و غیرقابل درک خود (ایوب ۱۲: ۱۳؛ اشعیا ۴۰: ۲۸؛ رومیان ۱۱: ۳۳؛ افسسیان ۱: ۱۱)، رحمتش را به هر که بخواهد ارزانی میدارد (خروج ۳۳: ۱۹؛ تثنیه ۴: ۳۱؛ مزمور ۱۰۳: ۸؛ رومیان ۹: ۱۵-۱۶) و از هر که مایل باشد دریغ میکند (خروج ۹: ۱۵-۱۶؛ تثنیه ۲۹: ۴؛ مزمور ۱۴۵: ۲۰؛ رومیان ۹: ۱۸) تا به این وسیله، قدرت و حاکمیت مطلق خود را بر مخلوقات به نمایش بگذارد (ایوب ۳۷: ۲۳؛ مزامیر ۱۳۵: ۶؛ اشعیا ۴۵: ۹؛ مکاشفه ۱۹: ۶). او برخی از انسانها را به دلیل گناهانشان به بیحرمتی و غضب مقرّر فرموده است (پیدایش ۶: ۵-۷؛ خروج ۹: ۱۵- ۱۶؛ تثنیه ۲۹: ۴؛ مزمور ۸۱: ۱۱- ۱۲؛ اشعیا ۶۳: ۱۷؛ رومیان ۹: ۲۲؛ اول پطرس ۲: ۸؛ یهودا ۴) تا عدالت پرجلال او تمجید شود (خروج ۹: ۱۵، ۱۶؛ رومیان ۹: ۲۲، ۲۳؛ مکاشفه ۱۶: ۵-۷).
بخش ۸
آموزهی تقدیر الهی، از اسرار عمیقی است که باید با هشیاری و احتیاط ویژهای دربارهی آن صحبت شود (تثنیه ۲۹: ۲۹؛ ایوب ۳۸: ۱-۴؛ اشعیا ۴۰: ۲۸؛ رومیان ۹: ۲۰؛ ۱۱: ۳۳) تا مردم، با توجه و تمرکز بر ارادهی خدا که در کلامش آشکار شده است و با اطاعت از آن، از دعوت ثمربخش خود در مورد برگزیدگی ابدی خویش اطمینان یابند (دوم پطرس ۱: ۱۰؛ افسسیان ۱: ۴-۵؛ فیلیپیان ۲: ۱۲-۱۳؛ اول تسالونیکیان ۱: ۴). بنابراین، این آموزه باید موجب تمجید، احترام و تکریم خدا گردد (مزامیر ۱۴۵: ۳-۴؛ لوقا ۱: ۴۶-۴۹؛ رومیان ۱۱: ۳۳؛ افسسیان ۱: ۶) و در عین حال به فروتنی، تلاش و تسلی فراوان برای همهی کسانی منجر شود که صمیمانه از انجیل اطاعت میکنند (رومیان ۸: ۳۳؛ رومیان ۱۱: ۵-۶، ۲۰؛ لوقا ۱۰: ۲۰؛ دوم پطرس ۱: ۱۰).
