اعتقادنامه وست مینستر، فصل هجدهم، اطمینان در مورد فیض و نجات

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

فصل هجدهم

اطمینان در مورد فیض و نجات

 

1. ریاکاران و سایر افرادی که تولد تازه ندارند ممکن است خود را با امیدهای بی­اساس و گستاخی­های جسمانی فریب دهند و تصور کنند که رضایت خدا را حاصل کرده و از نجات الهی بهره­مند هستند1 ولی این تصورات باطل به وسیله­ی مرگ از بین می­رود2. اما کسانی که به راستی به عیسای خداوند ایمان آورده­اند و از صمیم قلب او را دوست دارند و سعی دارند با وجدان پاک در حضور او زندگی نمایند، به طور یقین اطمینان پیدا می­کنند که از فیض الهی بهره­مند می­باشند3. آن­ها می­توانند در امید جلال خدا شادمان باشند و از این امید هرگز خجل نخواهند گردید4.

2. این اطمینان بر اساس امید و احتمال کاذب قرار ندارد بلکه اطمینان قطعی فیض ایمان است5 که بر حقیقت الهی و وعده­های نجات متکی می­باشد6. با این حال دلیل باطنی به صورت نور روحانی وجود دارد که به وسیله­ی خدا عطا می­گردد و این وعده­ها به آن مربوط می­شود7. هم­چنین شهادت روح فرزندخواندگی وجود دارد که در روح­های ما شهادت می­دهد که فرزند خدا هستیم8. این روح، بیعانه­ی میراث ما است و به وسیله­ی او تا روز نجات ممهور شده­ایم9.

3. با وجودی که در مورد این ایمان، اطمینان قطعی وجود دارد ولی به صورتی نیست که ایماندار در مورد آن هرگز دچار شک و اشکال نگردد بلکه باید درباره­ی آن صبر داشته باشد و در آن ریشه کند10 ولی چون روح­القدس به ایماندار قدرت می­دهد که عطایایی را که توسط خدا رایگان به او بخشیده شده است بشناسد، شخص ایماندار می­تواند بدون این که به مکاشفه­ی غیرمعمولی نیازی داشته باشد به وسیله­ی عمل معمولی روح­القدس به اطمینان قطعی نجات برسد11. به همین دلیل هر ایمانداری وظیفه دارد که اطمینان دعوت برگزیدگی خود را ثابت نماید12 تا این که قلبش از آرامش و شادی روح­القدس و از محبت و تمجید خدا و از قدرت و شادمانی حاصله از اطاعت لبریز گردد. این­ها ثمرات واقعی اطمینان هستند13 و امکان ندارد ما را به زندگی نامنظم بکشانند14.

4. این اطمینان که ایمانداران واقعی در مورد نجات خود دارند ممکن است متزلزل و ضعیف و به علل مختلف دچار خطر گردد که از آن جمله است غفلت در حفظ آن، ارتکاب گناه به خصوصی که باعث خدشه­دار شدن وجدان و غمگین ساختن روح­القدس می­گردد، وسوسه ناگهانی یا شدید، دور ساختن حضور الهی توسط خدا تا این که ایماندار به تنهایی در تاریکی قدم بزند15. با این حال  ایمانداران حقیقی هیچ­گاه از حیات ایمان و محبت مسیح و سایر ایمانداران و قلب صمیمی و وجدان مطیع محروم نخواهند بود و در زمان معین روح خدا آن­ها را از این وضعیت به تجدید اطمینان نجات رهبری16 و از نومیدی کامل حفظ خواهد فرمود17.

 

*****

فصل هجدهم

1

ایوب 8: 13  همچنین است راه جمیع فراموشکنندگان خدا. و امید ریاکار ضایع میشود،

ایوب 8: 14  که امید او منقطع میشود، و اعتمادش خانه عنکبوت است.

میکاه 3: 11  روسای ایشان برای رشوه داوری مینمایند و کاهنان ایشان برای اجرت تعلیم میدهند و انبیای ایشان برای نقره فال میگیرند و بر خداوند توکّل نموده، میگویند: آیا خداوند در میان ما نیست؟ پس بلا به ما نخواهد رسید.

تثنیه 29: 19  «و مبادا چون سخنان این لعنت را بشنود در دلش خویشتن را برکت داده، گوید: هر چند در سختی دل خود سلوک مینمایم تا سیراب و تشنه را با هم هلاک سازم، مرا سلامتی خواهد بود.

انجیل یوحنا 8: 41  شما اعمال پدر خود را بجا میآورید. بدو گفتند که ما از زنا زاییده نشدهایم. یک پدر داریم که خدا باشد.

2

انجیل متی 7: 22  بسا در آن روز مرا خواهند گفت، خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوّت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم؟

انجیل متی 7: 23  آنگاه به ایشان صریحاً خواهم گفت که، هرگز شما را نشناختم! ای بدکاران از من دور شوید!

ایوب 8: 13  همچنین است راه جمیع فراموشکنندگان خدا. و امید ریاکار ضایع میشود،

3

رساله اول یوحنا 2: 3  و از این میدانیم که او را میشناسیم، اگر احکام او را نگاه داریم.

رساله اول یوحنا 3: 14  ما میدانیم که از موت گذشته، داخل حیات گشتهایم از اینکه برادران را محبّت مینماییم. هرکه برادر خود را محبّت نمینماید در موت ساکن است.

رساله اول یوحنا 3: 18  ای فرزندان، محبّت را بهجا آریم نه در کلام و زبان بلکه در عمل و راستی.

رساله اول یوحنا 3: 19  و از این خواهیم دانست که از حقّ هستیم و دلهای خود را در حضور او مطمئن خواهیم ساخت،

رساله اول یوحنا 3: 21  ای حبیبان، هرگاه دلِ ما ما را مذمّت نکند، در حضور خدا اعتماد داریم

رساله اول یوحنا 3: 24  و هرکه احکام او را نگاه دارد، در او ساکن است و او در وی؛ و از این میشناسیم که در ما ساکن است، یعنی از آن روح که به ما داده است.

رساله اول یوحنا 5: 13  این را نوشتم به شما که به اسم پسر خدا ایمان آوردهاید تا بدانید که حیات جاودانی دارید و تا به اسمِ پسر خدا ایمان بیاورید.

دوم تیموتائوس 1: 12  و از این جهت این زحمات را میکشم بلکه عار ندارم، چون میدانم به که ایمان آوردم و مرا یقین است که او قادر است که امانت مرا تا به آن روز حفظ کند.

4

رومیان 5: 2  که به وساطت او دخول نیز یافتهایم بهوسیلة ایمان در آن فیضی که در آن پایداریم و به امید جلال خدا فخر مینماییم.

رومیان 5: 5  و امید باعث شرمساری نمیشود زیرا که محبّت خدا در دلهای ما به روحالقدس که به ما عطا شد ریخته شده است.

دوم تیموتائوس 4: 7  به جنگِ نیکو جنگ کردهام و دورة خود را به کمال رسانیده، ایمان را محفوظ داشتهام.

دوم تیموتائوس 4: 8  بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است، که خداوندِ داورِ عادل در آن روز به من خواهد داد؛ و نه به من فقط بلکه نیز به همة کسانی که ظهور او را دوست میدارند.

5

رساله به عبرانیان 6: 11  لکن آرزوی این داریم که هر یک از شما همین جدّ و جهد را برای یقین کامل امید تا به انتها ظاهر نمایید،

رساله به عبرانیان 6: 12  و کاهل مشوید، بلکه اقتدا کنید آنانی را که به ایمان و صبر وارث وعدهها میباشند.

رساله به عبرانیان 6: 19  و آن را مثل لنگری برای جان خود ثابت و پایدار داریم که در درون حجاب داخل شده است،

6

رساله به عبرانیان 6: 17  از اینرو، چون خدا خواست که عدم تغییر ارادة خود را به وارثان وعده به تأکید بیشمار ظاهر سازد، قسم در میان آورد.

رساله به عبرانیان 6: 18  تا به دو امر بیتغییر که ممکن نیست خدا در آنها دروغ گوید، تسلّی قوی حاصل شود برای ما که پناه بردیم تا به آن امیدی که درپیش ما گذارده شده است تمسّک جوییم،

رساله دوم پطرس 1: 4  که بوساطت آنها وعدههای بینهایت عظیم و گرانبها به ما داده شد: تا شما به اینها شریکِ طبیعتِ الهی گردید، و از فسادی که از شهوت در جهان است، خلاصی یابید:

رساله دوم پطرس 1: 5  و به همین جهت، کمال سعی نموده، در ایمان خود فضیلت پیدا نمایید؛

7

رساله دوم پطرس 1: 4  که بوساطت آنها وعدههای بینهایت عظیم و گرانبها به ما داده شد: تا شما به اینها شریکِ طبیعتِ الهی گردید، و از فسادی که از شهوت در جهان است، خلاصی یابید:

رساله دوم پطرس 1: 5  و به همین جهت، کمال سعی نموده، در ایمان خود فضیلت پیدا نمایید؛

رساله دوم پطرس 1: 10  لهذا ای برادران، بیشتر جدّ و جهد کنید تا دعوت و برگزیدگی خود را ثابت نمایید: زیرا اگر چنین کنید، هرگز لغزش نخواهید خورد:

رساله دوم پطرس 1: 11  و همچنین دخول در ملکوت جاودانی خداوند و نجاتدهندة ما عیسی مسیح به شما به دولتمندی داده خواهد شد.

رساله اول یوحنا 2: 3  و از این میدانیم که او را میشناسیم، اگر احکام او را نگاه داریم.

رساله اول یوحنا 3: 14  ما میدانیم که از موت گذشته، داخل حیات گشتهایم از اینکه برادران را محبّت مینماییم. هرکه برادر خود را محبّت نمینماید در موت ساکن است.

دوم قرنتیان 1: 12  زیرا که فخر ما این است، یعنی شهادت ضمیر ما که به قدّوسیّت و اخلاص خدایی، نه به حکمت جسمانی، بلکه به فیض الهی در جهان رفتار نمودیم و خصوصاً نسبت به شما.

8

رومیان 8: 15  از آنرو که روح بندگی را نیافتهاید تا باز ترسان شوید بلکه روح پسر خواندگی را یافتهاید، که به آن ابّا، یعنی ای پدر ندا میکنیم.

رومیان 8: 16  همان روح بر روحهای ما شهادت میدهد که فرزندان خدا هستیم.

9

افسسیان 1: 13  و در وی، شما نیز چون کلام راستی، یعنی بشارت نجات خود را شنیدید، در وی چون ایمان آوردید، از روح قُدوسِ وعده مختوم شدید.

افسسیان 1: 14  که بیعانة میراث ما است برای فدای آن مِلْکِ خاصّ او، تا جلال او ستوده شود.

افسسیان 4: 30  و روح قدّوس خدا را که به او تا روز رستگاری مختوم شدهاید، محزون مسازید.

دوم قرنتیان 1: 21  امّا او که ما را با شما در مسیح استوار میگرداند و ما را مسح نموده است، خداست.

دوم قرنتیان 1: 22  که او نیز ما را مُهر نموده و بیعانه روح را در دلهای ما عطا کرده است.

10

رساله اول یوحنا 5: 13  این را نوشتم به شما که به اسم پسر خدا ایمان آوردهاید تا بدانید که حیات جاودانی دارید و تا به اسمِ پسر خدا ایمان بیاورید.

اشعیا 50: 10  کیست از شما که از خداوند میترسد و آواز بنده او را میشنود؟ هرکه در ظلمت سالک باشد و روشنایی ندارد، او به اسم یهوه توکّل نماید و به خدای خویش اعتماد بکند.

انجیل مرقس 9: 24  در ساعت پدر طفل فریاد برآورده، گریه کنان گفت، ایمان میآورم ای خداوند، بیایمانی مرا امداد فرما.

مزامیر 73: 1 -  28  1[مزمور آساف] هرآینه خدا برای اسرائیل نیکوست، یعنی برای آنانی که پاکدل هستند.  2و امّا من نزدیک بود که پایهایم از راه در رود و نزدیک بود که قدمهایم بلغزد.  3زیرا بر متکبران حسد بردم چون سلامتیِ شریران را دیدم.  4زیرا که در موت ایشان قیدها نیست و قوّت ایشان مستحکم است.  5مثل مردم در زحمت نیستند و مثل آدمیان مبتلا نمیباشند.  6بنابراین گردن ایشان به تکبر آراسته است و ظلم مثل لباس ایشان را میپوشاند.  7چشمان ایشان از فربهی بدر آمده است و از خیالات دل خود تجاوز میکنند.  8استهزا میکنند و حرفهای بد میزنند و سخنان ظلمآمیز را از جای بلند میگویند.  9دهان خود را بر آسمانها گذاردهاند و زبان ایشان در جهان گردش میکند.  10پس قوم او بدینجا برمیگردند و آبهای فراوان، بدیشان نوشانیده میشود.  11و ایشان میگویند، خدا چگونه بداند و آیا حضرت اعلی علم دارد؟  12اینک، اینان شریر هستند که همیشه مطمئن بوده، در دولتمندی افزوده میشوند.  13یقیناً من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهای خود را به پاکی شستهام.  14و من تمامیِ روز مبتلا میشوم و تأدیب من هر بامداد حاضر است.  15اگر میگفتم که چنین سخن گویم، هر آینه بر طبقة فرزندان تو خیانت میکردم.  16چون تفکر کردم که این را بفهمم، در نظر من دشوار آمد.  17تا به قدسهای خدا داخل شدم. آنگاه در آخرت ایشان تأمل کردم.  18هر آینه ایشان را در جایهای لغزنده گذاردهای. ایشان را به خرابیها خواهی انداخت.  19چگونه بَغْتَةً به هلاکت رسیدهاند! تباه شده، از ترسهای هولناک نیست گردیدهاند.  20مثل خوابِ کسی چون بیدار شد، ای خداوند همچنین چون برخیزی، صورت ایشان را ناچیز خواهی شمرد.  21لیکن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود، دل ریش شده بودم.  22و من وحشی بودم و معرفت نداشتم و مثل بهایم نزد تو گردیدم.  23ولی من دائماً با تو هستم. تو دست راست مرا تأیید کردهای.  24موافق رأی خود مرا هدایت خواهی نمود و بعد از این مرا به جلال خواهی رسانید.  25کیست برای من در آسمان؟ و غیر از تو هیچ چیز را در زمین نمیخواهم.  26اگرچه جسد و دل من زائل گردد، لیکن صخرة دلم و حصة من خداست تا ابدالآباد.  27زیرا آنانی که از تو دورند هلاک خواهند شد. و آنانی را که از تو زنا میکنند، نابود خواهی ساخت.  28و امّا مرا نیکوست که به خدا تقّرب جویم. بر خداوند یهوه توکّل کردهام تا همة کارهای تو را بیان کنم.

مزامیر 77: 1 -  20  1[برای سالار مغنیان بر یدوتون. مزمور آساف] آواز من بسوی خداست و فریاد میکنم؛ آواز من بسوی خداست. گوش خود را به من فرا خواهد گرفت.  2در روز تنگیِ خود خداوند را طلب کردم. در شب، دست من دراز شده، بازکشیده نگشت و جان من تسلی نپذیرفت.  3خدا را یاد میکنم و پریشان میشوم. تفکر مینمایم و روح من متحیر میگردد، سلاه.  4چشمانم را بیدار میداشتی. بیتاب میشدم و سخن نمیتوانستم گفت.  5دربارة ایام قدیم تفکر کردهام. دربارة سالهای زمانهای سلف.  6سرود شبانة خود را بخاطر میآورم و در دل خود تفکر میکنم و روح من تفتیش نموده است.  7مگر خدا تا به ابد ترک خواهد کرد و دیگر هرگز راضی نخواهد شد.  8آیا رحمت او تا به ابد زایل شده است؟ و قول او باطل گردیده تا ابدالآباد؟  9آیا خدا رأفت را فراموش کرده؟ و رحمتهای خود را در غضب مسدود ساخته است؟ سلاه.  10پس گفتم این ضعف من است. زهی سالهای دست راست حضرت اعلی!  11کارهای خداوند را ذکر خواهم نمود زیرا کار عجیب تو را که از قدیم است، به یاد خواهم آورد  12و در جمیعکارهای تو تأمل خواهم کرد و در صنعتهای تو تفکر خواهم نمود.  13ای خدا، طریق تو در قدوسیت است. کیست خدای بزرگ مثل خدا؟  14تو خدایی هستی که کارهای عجیب میکنی و قوّت خویش را بر قومها معروف گردانیدهای.  15قوم خود را به بازوی خویش رهانیدهای، یعنی بنییعقوب و بنییوسف را. سلاه.  16آبها تو را دید، ای خدا، آبها تو را دیده، متزلزل شد. لجّهها نیز سخت مضطرب گردید.  17ابرها آب بریخت و افلاک رعد بداد. تیرهای تو نیز به هر طرف روان گردید.  18صدای رَعد تو در گردباد بود و برقها ربع مسکون را روشن کرد. پس زمین مرتعش و متزلزل گردید.  19طریق تو در دریاست و راههای تو در آبهای فراوان و آثار تو را نتوان دانست.  20قوم خود را مثل گوسفندان راهنمایی نمودی، به دست موسی و هارون.

 

مزامیر 88: 1 -  18  1[سرود و مزمور بنیقورح برای سالار مغنیان بر مَحْلَتْ لَعَّنوتْ. قصیدة هیمانِ اَزْراحی] ای یَهُوَه خدای نجات من، شب و روز نزد تو فریاد کردهام.  2دعای من به حضور تو برسد، به نالة من گوش خود را فراگیر.  3زیرا که جان من از بلایا پر شده است و زندگانیام به قبر نزدیک گردیده.  4از فروروندگان به هاویه شمرده شدهام و مثل مرد بیقوّت گشتهام.  5در میان مردگان منفرد شده، مثل کُشتگان که در قبر خوابیدهاند، که ایشان را دیگر به یاد نخواهی آورد و از دست تو منقطع شدهاند.  6مرا در هاویة اسفل گذاشتهای، در ظلمت در ژرفیها.  7خشم تو بر من سنگین شده است و به همة امواج خود مرا مبتلا ساختهای، سِلاه.  8آشنایانم را از من دور کرده، و مرا مکروه ایشان گردانیدهای. محبوس شده، بیرون نمیتوانم آمد.  9چشمانم از مذلت کاهیده شد. ای خداوند، نزد تو فریاد کردهام تمامیِ روز. دستهای خود را به تو دراز کردهام.  10آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد؟ مگر مردگان برخاسته، تو را حمد خواهند گفت؟ سلاه.  11آیا رحمت تو در قبر مذکور خواهد شد؟ و امانت تو در هلاکت؟  12آیا کار عجیب تو در ظلمت اعلام میشود و عدالت تو در زمین فراموشی؟  13و امّا من نزد تو ای خداوند فریاد برآوردهام و بامدادان دعای من در پیش تومیآید.  14ای خداوند چرا جان مرا ترک کرده، و روی خود را از من پنهان نمودهای.  15من مستمند و از طفولیت مشرف بر موت شدهام. ترسهای تو را متحّمل شده، متحیر گردیدهام.  16حدّت خشم تو بر من گذشته است و خوفهای تو مرا هلاک ساخته.  17مثل آب دور مرا گرفته است تمامیِ روز و مرا از هر سو احاطه نموده.  18یاران و دوستان را از من دور کردهای و آشنایانم را در تاریکی.

11

اول قرنتیان 2: 12  لیکن ما روح جهان را نیافتهایم، بلکه آن روح که از خداست تا آنچه خدا به ما عطا فرموده است بدانیم.
رساله اول یوحنا 4: 13  از این میدانیم که در وی ساکنیم و او در ما زیرا که از روح خود به ما داده است.

رساله به عبرانیان 6: 11  لکن آرزوی این داریم که هر یک از شما همین جدّ و جهد را برای یقین کامل امید تا به انتها ظاهر نمایید،

رساله به عبرانیان 6: 12  و کاهل مشوید، بلکه اقتدا کنید آنانی را که به ایمان و صبر وارث وعدهها میباشند.

افسسیان 3: 17 -  19  17تا مسیح به وساطت ایمان در دلهای شما ساکن شود؛  18و در محبّت ریشه کرده و بنیاد نهاده، استطاعت یابید که با تمامی مقدّسین ادراک کنید که عرض و طول و عمق و بلندی چیست؛  19و عارف شوید به محبّت مسیح که فوق از معرفت است تا پر شوید تا تمامی پری خدا.

مزامیر 73: 1 -  28  1[مزمور آساف] هرآینه خدا برای اسرائیل نیکوست، یعنی برای آنانی که پاکدل هستند.  2و امّا من نزدیک بود که پایهایم از راه در رود و نزدیک بود که قدمهایم بلغزد.  3زیرا بر متکبران حسد بردم چون سلامتیِ شریران را دیدم.  4زیرا که در موت ایشان قیدها نیست و قوّت ایشان مستحکم است.  5مثل مردم در زحمت نیستند و مثل آدمیان مبتلا نمیباشند.  6بنابراین گردن ایشان به تکبر آراسته است و ظلم مثل لباس ایشان را میپوشاند.  7چشمان ایشان از فربهی بدر آمده است و از خیالات دل خود تجاوز میکنند.  8استهزا میکنند و حرفهای بد میزنند و سخنان ظلمآمیز را از جای بلند میگویند.  9دهان خود را بر آسمانها گذاردهاند و زبان ایشان در جهان گردش میکند.  10پس قوم او بدینجا برمیگردند و آبهای فراوان، بدیشان نوشانیده میشود.  11و ایشان میگویند، خدا چگونه بداند و آیا حضرت اعلی علم دارد؟  12اینک، اینان شریر هستند که همیشه مطمئن بوده، در دولتمندی افزوده میشوند.  13یقیناً من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهای خود را به پاکی شستهام.  14و من تمامیِ روز مبتلا میشوم و تأدیب من هر بامداد حاضر است.  15اگر میگفتم که چنین سخن گویم، هر آینه بر طبقة فرزندان تو خیانت میکردم.  16چون تفکر کردم که این را بفهمم، در نظر من دشوار آمد.  17تا به قدسهای خدا داخل شدم. آنگاه در آخرت ایشان تأمل کردم.  18هر آینه ایشان را در جایهای لغزنده گذاردهای. ایشان را به خرابیها خواهی انداخت.  19چگونه بَغْتَةً به هلاکت رسیدهاند! تباه شده، از ترسهای هولناک نیست گردیدهاند.  20مثل خوابِ کسی چون بیدار شد، ای خداوند همچنین چون برخیزی، صورت ایشان را ناچیز خواهی شمرد.  21لیکن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود، دل ریش شده بودم.  22و من وحشی بودم و معرفت نداشتم و مثل بهایم نزد تو گردیدم.  23ولی من دائماً با تو هستم. تو دست راست مرا تأیید کردهای.  24موافق رأی خود مرا هدایت خواهی نمود و بعد از این مرا به جلال خواهی رسانید.  25کیست برای من در آسمان؟ و غیر از تو هیچ چیز را در زمین نمیخواهم.  26اگرچه جسد و دل من زائل گردد، لیکن صخرة دلم و حصة من خداست تا ابدالآباد.  27زیرا آنانی که از تو دورند هلاک خواهند شد. و آنانی را که از تو زنا میکنند، نابود خواهی ساخت.  28و امّا مرا نیکوست که به خدا تقّرب جویم. بر خداوند یهوه توکّل کردهام تا همة کارهای تو را بیان کنم.

مزامیر 77: 10 -  20  10پس گفتم این ضعف من است. زهی سالهای دست راست حضرت اعلی!  11کارهای خداوند را ذکر خواهم نمود زیرا کار عجیب تو را که از قدیم است، به یاد خواهم آورد  12و در جمیعکارهای تو تأمل خواهم کرد و در صنعتهای تو تفکر خواهم نمود.  13ای خدا، طریق تو در قدوسیت است. کیست خدای بزرگ مثل خدا؟  14تو خدایی هستی که کارهای عجیب میکنی و قوّت خویش را بر قومها معروف گردانیدهای.  15قوم خود را به بازوی خویش رهانیدهای، یعنی بنییعقوب و بنییوسف را. سلاه.  16آبها تو را دید، ای خدا، آبها تو را دیده، متزلزل شد. لجّهها نیز سخت مضطرب گردید.  17ابرها آب بریخت و افلاک رعد بداد. تیرهای تو نیز به هر طرف روان گردید.  18صدای رَعد تو در گردباد بود و برقها ربع مسکون را روشن کرد. پس زمین مرتعش و متزلزل گردید.  19طریق تو در دریاست و راههای تو در آبهای فراوان و آثار تو را نتوان دانست.  20قوم خود را مثل گوسفندان راهنمایی نمودی، به دست موسی و هارون.

12

رساله دوم پطرس 1: 10  لهذا ای برادران، بیشتر جدّ و جهد کنید تا دعوت و برگزیدگی خود را ثابت نمایید: زیرا اگر چنین کنید، هرگز لغزش نخواهید خورد:

13

رومیان 5: 1  پس چونکه به ایمان عادل شمرده شدیم، نزد خدا سلامتی داریم بوساطت خداوند ما عیسی مسیح،

رومیان 5: 2  که به وساطت او دخول نیز یافتهایم بهوسیلة ایمان در آن فیضی که در آن پایداریم و به امید جلال خدا فخر مینماییم.

رومیان 5: 5  و امید باعث شرمساری نمیشود زیرا که محبّت خدا در دلهای ما به روحالقدس که به ما عطا شد ریخته شده است.

رومیان 14: 17  زیرا ملکوت خدا اَکل و شُرب نیست بلکه عدالت و سلامتی و خوشی در روحالقدس.

رومیان 15: 13  الآن خدای امید، شما را از کمال خوشی و سلامتی در ایمان پر سازد تا به قوّت روحالقدس در امید افزوده گردید.

افسسیان 1: 3  متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که ما را مبارک ساخت به هر برکت روحانی در جایهای آسمانی در مسیح.

افسسیان 1: 4  چنانکه ما را پیش از بنیاد عالم در او برگزید تا در حضور او در محبّت، مقدّس و بیعیب باشیم.

مزامیر 4: 6  بسیاری میگویند، کیست که به ما احسان نماید؟ ای خداوند نور چهرة خویش را بر ما برافراز.

مزامیر 4: 7  شادمانی در دل من پدید آوردهای، بیشتر از وقتی که غّله و شیرة ایشان افزون گردید.

مزامیر 119: 32  در طریق اوامر تو دوان خواهم رفت، وقتی که دل مرا وسعت دادی.

14

رساله اول یوحنا 1: 6  اگر گوییم که با وی شراکت داریم، در حالیکه در ظلمت سلوک مینماییم، دروغ میگوییم و براستی عمل نمیکنیم.

رساله اول یوحنا 1: 7  لکن اگر در نور سلوک مینماییم، چنانکه او در نور است، با یکدیگر شراکت داریم و خون پسر او عیسی مسیح ما را از هر گناه پاک میسازد.

رساله اول یوحنا 2: 1  ای فرزندانِ من، این را به شما مینویسم تا گناه نکنید؛ و اگر کسی گناهی کند، شفیعی داریم نزد پدر، یعنی عیسی مسیح عادل.

رساله اول یوحنا 2: 2  و اوست کفّاره بجهت گناهان ما؛ و نه گناهان ما فقط، بلکه بجهت تمام جهان نیز.

رساله اول یوحنا 3: 2  ای حبیبان، الآن فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است آنچه خواهیم بود؛ لکن میدانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود زیرا او را چنانکه هست خواهیم دید.

رساله اول یوحنا 3: 3  و هرکس که این امید را بر وی دارد، خود را پاک میسازد چنانکه او پاک است.

رومیان 6: 1  پس چه گوییم؟ آیا در گناه بمانیم تا فیض افزون گردد؟

رومیان 6: 2  حاشا! مایانی که از گناه مردیم، چگونه دیگر در آن زیست کنیم؟

رومیان 8: 1  پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند.

رومیان 8: 12  بنابراین ای برادران، مدیون جسم نیستیم تا برحسب جسم زیست نماییم.

رساله تیطس 2: 11  زیرا که فیض خدا که برای همة مردم نجاتبخش است، ظاهر شده،

رساله تیطس 2: 12  ما را تأدیب میکند، که بیدینی و شهوات دنیوی را ترک کرده، با خرد اندیشی و عدالت و دینداری در این جهان زیست کنیم.

رساله تیطس 2: 14  که خود را در راه ما فدا ساخت، تا ما را از هر ناراستی برهاند، و امّتی برای خود طاهر سازد که ملِک خاصّ او و غیور در اعمال نیکو باشند.

دوم قرنتیان 7: 1  پس ای عزیزان، چون این وعدهها را داریم، خویشتن را از هر نجاست جسم و روح طاهر بسازیم و قدّوسیّت را در خدا ترسی به کمال رسانیم.

مزامیر 130: 4  لیکن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند.

رساله دوم پطرس 1: 10  لهذا ای برادران، بیشتر جدّ و جهد کنید تا دعوت و برگزیدگی خود را ثابت نمایید: زیرا اگر چنین کنید، هرگز لغزش نخواهید خورد:

15

مزامیر 31: 22  و امّا من در حیرت خود گفتم که از نظر تو منقطع شدهام. لیکن چون نزد تو فریاد کردم آواز تضرع مرا شنیدی.

مزامیر 51: 8  شادی و خرمی را به من بشنوان تا استخوانهایی که کوبیدهای به وجد آید.

مزامیر 51: 12  شادیِ نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد مرا تأیید فرما.

مزامیر 51: 14  مرا از خونها نجات ده! ای خدایی که خدای نجات من هستی! تا زبانم به عدالت تو ترنّم نماید.

مزامیر 77: 1 -  10  1[برای سالار مغنیان بر یدوتون. مزمور آساف] آواز من بسوی خداست و فریاد میکنم؛ آواز من بسوی خداست. گوش خود را به من فرا خواهد گرفت.  2در روز تنگیِ خود خداوند را طلب کردم. در شب، دست من دراز شده، بازکشیده نگشت و جان من تسلی نپذیرفت.  3خدا را یاد میکنم و پریشان میشوم. تفکر مینمایم و روح من متحیر میگردد، سلاه.  4چشمانم را بیدار میداشتی. بیتاب میشدم و سخن نمیتوانستم گفت.  5دربارة ایام قدیم تفکر کردهام. دربارة سالهای زمانهای سلف.  6سرود شبانة خود را بخاطر میآورم و در دل خود تفکر میکنم و روح من تفتیش نموده است.  7مگر خدا تا به ابد ترک خواهد کرد و دیگر هرگز راضی نخواهد شد.  8آیا رحمت او تا به ابد زایل شده است؟ و قول او باطل گردیده تا ابدالآباد؟  9آیا خدا رأفت را فراموش کرده؟ و رحمتهای خود را در غضب مسدود ساخته است؟ سلاه.  10پس گفتم این ضعف من است. زهی سالهای دست راست حضرت اعلی!

مزامیر 88: 1 -  18  1[سرود و مزمور بنیقورح برای سالار مغنیان بر مَحْلَتْ لَعَّنوتْ. قصیدة هیمانِ اَزْراحی] ای یَهُوَه خدای نجات من، شب و روز نزد تو فریاد کردهام.  2دعای من به حضور تو برسد، به نالة من گوش خود را فراگیر.  3زیرا که جان من از بلایا پر شده است و زندگانیام به قبر نزدیک گردیده.  4از فروروندگان به هاویه شمرده شدهام و مثل مرد بیقوّت گشتهام.  5در میان مردگان منفرد شده، مثل کُشتگان که در قبر خوابیدهاند، که ایشان را دیگر به یاد نخواهی آورد و از دست تو منقطع شدهاند.  6مرا در هاویة اسفل گذاشتهای، در ظلمت در ژرفیها.  7خشم تو بر من سنگین شده است و به همة امواج خود مرا مبتلا ساختهای، سِلاه.  8آشنایانم را از من دور کرده، و مرا مکروه ایشان گردانیدهای. محبوس شده، بیرون نمیتوانم آمد.  9چشمانم از مذلت کاهیده شد. ای خداوند، نزد تو فریاد کردهام تمامیِ روز. دستهای خود را به تو دراز کردهام.  10آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد؟ مگر مردگان برخاسته، تو را حمد خواهند گفت؟ سلاه.  11آیا رحمت تو در قبر مذکور خواهد شد؟ و امانت تو در هلاکت؟  12آیا کار عجیب تو در ظلمت اعلام میشود و عدالت تو در زمین فراموشی؟  13و امّا من نزد تو ای خداوند فریاد برآوردهام و بامدادان دعای من در پیش تومیآید.  14ای خداوند چرا جان مرا ترک کرده، و روی خود را از من پنهان نمودهای.  15من مستمند و از طفولیت مشرف بر موت شدهام. ترسهای تو را متحّمل شده، متحیر گردیدهام.  16حدّت خشم تو بر من گذشته است و خوفهای تو مرا هلاک ساخته.  17مثل آب دور مرا گرفته است تمامیِ روز و مرا از هر سو احاطه نموده.  18یاران و دوستان را از من دور کردهای و آشنایانم را در تاریکی.

افسسیان 4: 30  و روح قدّوس خدا را که به او تا روز رستگاری مختوم شدهاید، محزون مسازید.
افسسیان 4: 31  و هر قسم تلخی و غیظ و خشم و فریاد و بدگویی و خباثت را از خود دور کنید،

انجیل متی 26: 69 -  72  69امّا پطرس در ایوان بیرون نشسته بود که ناگاه کنیزکی نزد وی آمده، گفت، تو هم با عیسی جلیلی بودی!  70او روبروی همه انکارنموده، گفت، نمیدانم چه میگویی!  71و چون به دهلیز بیرون رفت، کنیزی دیگر او را دیده، به حاضرین گفت، این شخص نیز از رفقای عیسی ناصری است!  72باز قسم خورده، انکار نمود که این مرد را نمیشناسم.

اشعیا 50: 10  کیست از شما که از خداوند میترسد و آواز بنده او را میشنود؟ هرکه در ظلمت سالک باشد و روشنایی ندارد، او به اسم یهوه توکّل نماید و به خدای خویش اعتماد بکند.
غزل غزلهای سلیمان 5: 2  محبوبه: من در خواب هستم امّا دلم بیدار است. آواز محبوب من است که در را میکوبد (و میگوید): «از برای من باز کن ای خواهر من! ای محبوبه من و کبوترم و ای کامله من! زیرا که سر من از شبنم وزلفهایم از ترشّحات شب پر است

غزل غزلهای سلیمان 5: 3  رخت خود را کندم چگونه آن را بپوشم؟ پایهای خود را شستم چگونه آنها را چرکین نمایم؟

غزل غزلهای سلیمان 5: 6  به جهت محبوب خود باز کردم؛ امّا محبوبم روگردانیده، رفته بود. چون او سخن میگفت جان از من بدر شده بود. او را جستجو کردم و نیافتم او را خواندم و جوابم نداد.

16

رساله اول یوحنا 3: 9  هر که از خدا مولود شده است، گناه نمیکند زیرا تخم او در وی میماند و او نمیتواند گناهکار بوده باشد زیرا که از خدا تولّد یافته است.

انجیل لوقا 22: 32  لیکن من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود؛ و هنگامی که تو بازگشت کنی برادران خود را استوار نما.

ایوب 13: 15  اگرچه مرا بکشد، برای او انتظار خواهم کشید. لیکن راه خود را به حضور او ثابت خواهم ساخت.

مزامیر 51: 8  شادی و خرمی را به من بشنوان تا استخوانهایی که کوبیدهای به وجد آید.

مزامیر 51: 12  شادیِ نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد مرا تأیید فرما.

مزامیر 73: 15  اگر میگفتم که چنین سخن گویم، هر آینه بر طبقة فرزندان تو خیانت میکردم.

اشعیا 50: 10  کیست از شما که از خداوند میترسد و آواز بنده او را میشنود؟ هرکه در ظلمت سالک باشد و روشنایی ندارد، او به اسم یهوه توکّل نماید و به خدای خویش اعتماد بکند.

17

میکاه 7: 7 -  9  7امّا من بسوی خداوند نگرانم و برای خدای نجات خود انتظار میکشم و خدای من مرا اجابت خواهد نمود.  8ای دشمن، من بر من شادی منما زیرا اگر چه بیفتم خواهم برخاست و اگرچه در تاریکی بنشینم، خداوند نور من خواهد بود.  9غضب خداوند را متحمّل خواهم شد زیرا به او گناه ورزیدهام تا او دعوی مرا فیصل کند و داوری مرا بجا آورد. پس مرا به روشنایی بیرون خواهد آورد و عدالت او را مشاهده خواهم نمود.

ارمیا 52: 34  و برای معیشت او وظیفه دایمی یعنی قسمت هر روز در روزش در تمام ایام عمرش تا روز وفاتش از جانب پادشاه بابل به او داده میشد.
اشعیا 54: 7 -  10  7زیرا تو را به اندک لحظهای ترک کردم امّا به رحمتهای عظیم تو را جمع خواهم نمود.  8و خداوند ولی تو میگوید: به جوشش غضبی خود را از تو برای لحظهای پوشانیدم امّا به احسان جاودانی برتو رحمت خواهم فرمود.  9زیرا که این برای من مثل آبهای نوح میباشد. چنانکه قسم خوردم که آبهای نوح بار دیگر بر زمین جاری نخواهد شد، همچنان قسم خوردم که بر تو غضب نکنم و تو را عتاب ننمایم.  10هرآینه کوهها زایل خواهد شد و تلّها متحرّک خواهد گردید، لیکن احسان من از تو زایل نخواهد شد و عهد سلامتی من متحرّک نخواهد گردید. خداوند که بر تو رحمت میکند این را میگوید.

مزامیر 22: 1  [برای سالار مغنیان بر غزالة صبح. مزمور داود] ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا ترک کردهای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی؟
مزامیر 88: 1 -  18  1[سرود و مزمور بنیقورح برای سالار مغنیان بر مَحْلَتْ لَعَّنوتْ. قصیدة هیمانِ اَزْراحی] ای یَهُوَه خدای نجات من، شب و روز نزد تو فریاد کردهام.  2دعای من به حضور تو برسد، به نالة من گوش خود را فراگیر.  3زیرا که جان من از بلایا پر شده است و زندگانیام به قبر نزدیک گردیده.  4از فروروندگان به هاویه شمرده شدهام و مثل مرد بیقوّت گشتهام.  5در میان مردگان منفرد شده، مثل کُشتگان که در قبر خوابیدهاند، که ایشان را دیگر به یاد نخواهی آورد و از دست تو منقطع شدهاند.  6مرا در هاویة اسفل گذاشتهای، در ظلمت در ژرفیها.  7خشم تو بر من سنگین شده است و به همة امواج خود مرا مبتلا ساختهای، سِلاه.  8آشنایانم را از من دور کرده، و مرا مکروه ایشان گردانیدهای. محبوس شده، بیرون نمیتوانم آمد.  9چشمانم از مذلت کاهیده شد. ای خداوند، نزد تو فریاد کردهام تمامیِ روز. دستهای خود را به تو دراز کردهام.  10آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد؟ مگر مردگان برخاسته، تو را حمد خواهند گفت؟ سلاه.  11آیا رحمت تو در قبر مذکور خواهد شد؟ و امانت تو در هلاکت؟  12آیا کار عجیب تو در ظلمت اعلام میشود و عدالت تو در زمین فراموشی؟  13و امّا من نزد تو ای خداوند فریاد برآوردهام و بامدادان دعای من در پیش تومیآید.  14ای خداوند چرا جان مرا ترک کرده، و روی خود را از من پنهان نمودهای.  15من مستمند و از طفولیت مشرف بر موت شدهام. ترسهای تو را متحّمل شده، متحیر گردیدهام.  16حدّت خشم تو بر من گذشته است و خوفهای تو مرا هلاک ساخته.  17مثل آب دور مرا گرفته است تمامیِ روز و مرا از هر سو احاطه نموده.  18یاران و دوستان را از من دور کردهای و آشنایانم را در تاریکی.

دوم قرنتیان 4: 8 -  10  8در هرچیز زحمت کشیده، ولی در شکنجه نیستیم؛ متحیّر ولی مأیوس نی؛  9تعاقب کرده شده، لیکن نه متروک؛ افکنده شده، ولی هلاک شده نی؛  10پیوسته قتل عیسی خداوند را در جسد خود حمل میکنیم تا حیات عیسی هم در بدن ما ظاهر شود.