اعتقادنامه وست مینستر، فصل پنجم، تدبیر الهی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

فصل پنجم

تدبیر الهی

1. خدا که خالق عظیم همه چیز است، تمامی مخلوقات و اعمال آن­ها و اشیارا ازکوچک وبزرگ1 با تدبیر کاملاً حکیمانه و مقدس خود2 مطابق پیشدانی مصون از خطایش3 و بر طبق صلاح و مصلحت و میل مستقل و تغییرناپذیر خود4 برای تمجید شکوه حکمت و قدرت و عدالت و نیکویی و رحمت خود، محافظت و رهبری و اداره می­نماید5.

2. با وجودی که از نظر پیشدانی و تدبیر خدا، که خودش علت­العلل یا علت اول می­باشد، همه چیز بدون تغییر و اشتباه عملی می­شود6 ولی خدا به وسیله­ی همین تدبیر چنین مقرر فرموده است که این امور بر اساس مفهوم علل ثانویه یا به طور ضروری7 یا آزاد و یا مشروط اتفاق افتند8.

3. خدا برای اجرای مشیت عادی خود وسایلی به کار می­برد9 ولی آزاد است که طبق میل خود10 بدون این وسایل11 و برتر از آن­ها12 و بر خلاف آن­ها نیز عمل نماید.

4. قدرت مطلق و حکمت غیر قابل بررسی و نیکویی بی­حد خدا در تدبیر الهی وی به قدری آشکار است که این تدبیر حتا به گناه اولیه آدم13 و به همه­ی گناهان فرشتگان و انسان­ها نیز مربوط می­شود14 و آن هم نه به صورت اجازه­ی ساده و بس بلکه این اجازه محدود به حدودی حکیمانه و نیرومند می­باشد15 و هم­چنین به ترتیب و کنترل آن­ها مربوط است و از طریق نقشه­های متعدد خدا برای انجام مقاصد مقدسش به کار می­رود16 ولی این عمل طوری انجام می­شود که گناه بودن این گناهان فقط از مخلوقات است نه از خدا که او کاملاً قدوس و عادل است و هرگز به وجود آورنده یا تأییدکننده­ی گناه نیست و نمی­تواند باشد17.

5. خدا، که به طور کامل، حکیم و عادل و مهربان است، در مواقعی فرزندان خود را مدتی در وسوسه­های متعدد و در فساد دل­های خودشان رها می­سازد تا آن­ها را برای گناهان سابقشان تنبیه نماید و یا قدرت مخفی فساد و فریب­کاری دل­هایشان را بر آن­ها روشن سازد تا آن که آن­ها فروتن شوند18 و تا آن­ها را به طور صمیمانه و دائمی­تری در مورد تأمین احتیاجاتشان به خودش متکی سازد و در امتحانات آینده در مورد گناه بیدارتر و هشیارتر گرداند و بعلاوه این طرز رفتار خدا دارای مقاصد عادلانه و مقدس دیگری هم می­باشد19.

6. در مورد انسان­های شریر و خدانشناس، که خدا به عنوان داور عادل به علت گناهان سابقشان آن­ها را کور و سنگدل می­گرداند20، خدا نه فقط فیض خود را (که ممکن بود این فیض عقل ایشان را منور گرداند21 و بر دل­هایشان اثر کند) دریغ می­فرماید بلکه در بعضی اوقات عطایایی را که داشته­اند نیز از آن­ها پس می­گیرد22 و آن­ها را در مقابل چیز­هایی قرار می­دهد که فسادشان همان چیزها را سبب گناه می­گرداند23. علاوه بر این، آن­ها را به شهوات خودشان و وسوسه­های این جهان و قوت شیطان می­سپارد24 و به این طریق نتیجه این می­شود که توسط همان وسایلی که خدا برای نرم کردن دل سایرین به کار می­برد، آن­ها خودشان را سنگ­دل می­سازند25.

7. همان طوری که تدبیر الهی به طور عام همه مخلوقات را شامل می­شود، به طور مخصوصی به کلیسای خود توجه می­کند و همه­ی چیزها را برای خیریت آن ترتیب می­دهد26.

 

*****

فصل پنجم

1

رساله به عبرانیان 1: 3  که فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده و به کلمة قوّت خود حامل همة موجودات بوده، چون طهارت گناهان را به اتمام رسانید، به دست راست کبریا در اعلیعلّییّن بنشست؛
دانیال 4: 34  و بعد از انقضای آن ایام من که نَبوْکَدْنَصَّر هستم، چشمان خود را بسوی آسمان برافراشتم و عقل من به من برگشت و حضرت متعال را متبارک خواندم و حی سرمدی را تسبیح و حمد گفتم زیرا که سلطنت او سلطنت جاودانی و ملکوت او تا ابدالاباد است.

دانیال 4: 35  و جمیع ساکنان جهان هیچ شمرده میشوند و با جُنُود آسمان و سکنه جهان بر وفق اراده خود عمل مینماید و کسی نیست که دست او را باز دارد یا او را بگوید که چه میکنی.

مزامیر 135: 6  هر آنچه خداوند خواست آن را کرد، در آسمان و در زمین و در دریا و در همة لجّهها.

اعمال رسولان 17: 25  و از دست مردم خدمت کرده نمیشود که گویا محتاج چیزی باشد، بلکه خود به همگان حیات و نَفَس و جمیع چیزها میبخشد.

اعمال رسولان 17: 26  و هر امّت انسان را از یک خون ساخت تا بر تمامی روی زمین مسکن گیرند و زمانهای معیّن و حدود مسکنهای ایشان را مقرّر فرمود

اعمال رسولان 17: 28  زیرا که در او زندگی و حرکت و وجود داریم چنانکه بعضی از شعرای شما نیز گفتهاند که از نسل او میباشیم.

ایوب 38: 41  کیست که غذا را برای غراب آماده میسازد، چون بچّههایش نزد خدا فریاد برمیآورند، و به سبب نبودن خوراک آواره میگردند؟

انجیل متی 10: 29 -  31  29آیا دو گنجشک به یک فَلس فروخته نمیشود؟ و حال آنکه یکی از آنها جز به حکم پدر شما به زمین نمیافتد.  30لیکن همة مویهای سر شما نیز شمرده شده است.  31پس ترسان مباشید زیرا شما از گنجشکان بسیار افضل هستید.

انجیل متی 6: 26  مرغان هوا را نظر کنید که نه میکارند و نه میدروند و نه در انبارها ذخیره میکنند و پدر آسمانی شما آنها را میپروراند. آیا شما از آنها بمراتب بهتر نیستید؟
انجیل متی 6: 30  پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور افکنده میشود چنین بپوشاند، ای کمایمانان آیا نه شما را از طریق اُولی؟

نحمیا 9: 6  تو به تنهایی یهوه هستی. تو فلک و فلکالافلاک و تمامی جنود آنها را و زمین را و هر چه بر آن است و دریاها را و هر چه در آنها است، ساختهای و تو همه اینها را حیات میبخشی و جنود آسمان تو را سجده میکنند.

2

امثال سلیمان 15: 3  چشمان خداوند در همه جاست، و بر بدان و نیکان مینگرد.

دوم تواریخ 16: 9  زیرا که چشمان خداوند در تمام جهان تردد میکند تا قوت خویش را بر آنانی که دل ایشان با او کامل است نمایان سازد. تو در اینکار احمقانه رفتار نمودی، لهذا از این ببعد در جنگها گرفتار خواهی شد.»

مزامیر 104: 24  ای خداوند اعمال تو چه بسیار است! جمیع آنها را به حکمت کردهای. زمین از دولت تو پر است.

مزامیر 145: 17  خداوند عادل است در جمیع طریقهای خود و رحیم در کّل اعمال خویش.

3

اعمال رسولان 15: 18  این را میگویدخداوندی که این چیزها را از بدو عالم معلوم کرده است.

مزامیر 94: 8 -  11  8ای احمقان قوم بفهمید! و ای ابلهان کی تعقل خواهید نمود؟  9او که گوش را غرس نمود، آیا نمیشنود؟ او که چشم را ساخت، آیا نمیبیند؟  10او که امّتها را تأدیب میکند، آیاتوبیخ نخواهد نمود، او که معرفت را به انسان میآموزد؟  11خداوند فکرهای انسان را میداند که محض بطالت است.

4

افسسیان 1: 11  که ما نیز در وی میراث او شدهایم، چنانکه پیش معیّن گشتیم برحسب قصد او که همة چیزها را موافق رأی ارادة خود میکند.
مزامیر 33: 10  خداوند مشورت امّتها را باطل میکند؛ تدبیرهای قبائل را نیست میگرداند.

مزامیر 33: 11  مشورت خداوند قائم است تا ابدالآباد؛ تدابیر قلب او تا دهرالدّهور.

5

اشعیا 63: 14  مثل بهایمی که به وادی فرود میروند روح خداوند ایشان را آرامی بخشید، هم چنان قوم خود را رهبری نمودی تا برای خود اسم مجید پیدا نمایی.

افسسیان 3: 10  تا آنکه الحال بر ارباب ریاستها و قدرتها در جایهای آسمانی، حکمتِ گوناگون خدا بهوسیلة کلیسا معلوم شود،

رومیان 9: 17  زیرا کتاب به فرعون میگوید، برای همین تو را برانگیختم تا قوّت خود را در تو ظاهر سازم و تا نام من در تمام جهان ندا شود.

پیدایش 45: 7  و خدا مرا پیش روی شمافرستاد تا برای شما بقیتی در زمین نگاه دارد، و شما را به نجاتی عظیم احیا کند.

مزامیر 145: 7  و یادگاری کثرت احسان تو را حکایت خواهند کرد. و عدالت تو را خواهند سرایید.

6

اعمال رسولان 2: 23  این شخص چون برحسب ارادة مستحکم و پیشدانی خدا تسلیم شد، شما به دست گناهکاران بر صلیب کشیده، کُشتید،

ارمیا 32: 19  عظیم المشورت و قویالعمل که چشمانت بر تمامی راههای بنیآدم مفتوح است تا به هر کس برحسب راههایش و بر وفق ثمره اعمالش جزا دهی.

7

پپیدایش 8: 22  مادامی که جهان باقی است، زرع و حصاد، و سرما و گرما، و زمستان و تابستان، و روز و شب موقوف نخواهد شد.»
ارمیا 31: 35  خداوند که آفتاب را به جهت روشنایی روز و قانونهای ماه و ستارگان را برای روشنایی شب قرار داده است و دریا را به حرکت میآورد تا امواجش خروش نمایند و اسم او یهوه صبایوت میباشد، چنین میگوید.

8

خروج 21: 13  اما اگر قصد او نداشت، بلکه خدا وی را بدستش رسانید، آنگاه مکانی برای تو معین کنم تا بدانجا فرار کند.

تثنیه 19: 5  مثل کسی که با همسایۀ خود برای بریدن درخت در جنگل برود، و دستش برای قطع نمودن درخت تبر را بلند کند، و آهن از دسته بیرون رفته، به همسایهاش بخورد تا بمیرد، پس به یکی از آن شهرها فرار کرده، زنده ماند.

اول پادشاهان 22: 28  میکایا گفت: «اگر فیالواقع به سلامتی مراجعت کنی، خداوند به من تکلم ننموده است.» و گفت: «ای قوم جمیعاً بشنوید.»

اول پادشاهان 22: 34  اما کسی کمان خود را بدون غرض کشیده، پادشاه اسرائیل را میان وصلههای زره زد، و او به ارابهران خود گفت: «دست خود را بگردان و مرا از لشکر بیرون ببر زیرا که مجروح شدم

اشعیا 10: 6  او را بر امّت منافق میفرستم و نزد قوم مغضوب خود مأمور میدارم، تا غنیمتی بربایند و غارتی ببرند و ایشان را مثل گِل کوچهها پایمال سازند.

اشعیا 10: 7  امّا او چنین گمان نمیکند و دلش بدینگونه قیاس نمینماید، بلکه مراد دلش این است که امّتهای بسیار را هلاک و منقطع بسازد.

پیدایش 50: 19  یوسف ایشان را گفت: «مترسید زیرا که آیا من در جای خدا هستم؟

پیدایش 50: 20  شما دربارۀ من بد اندیشیدید، لیکن خدا از آن قصد نیکی کرد، تا کاری کند که قوم کثیری را اِحیا نماید، چنانکه امروز شده است.

9

اعمال رسولان 27: 24  گفت، ای پولُس ترسان مباش زیرا باید تو در حضور قیصر حاضر شوی. و اینک، خدا همة همسفران تو را به تو بخشیده است.

اعمال رسولان 27: 31  پولُس یوزباشی و سپاهیان را گفت، اگر اینها در کشتی نمانند، نجات شما ممکن نباشد.

اعمال رسولان 27: 44  و بعضی بر تختها و بعضی بر چیزهای کشتی و همچنین همه به سلامتی به خشکی رسیدند.

اشعیا 55: 10  و چنانکه باران و برف از آسمان میبارد و به آنجا برنمیگردد بلکه زمین را سیراب کرده، آن را بارور و برومند میسازد و برزگر را تخم و خورنده را نان میبخشد،

اشعیا 55: 11  همچنان کلام من که از دهانم صادر گردد خواهد بود. نزد من بیثمر نخواهد برگشت بلکه آنچه را که خواستم بجا خواهد آورد و برای آنچه آن را فرستادم کامران خواهد گردید.

هوشع 2: 21  و خداوند میگوید: «من خطاب خواهم کرد، آسمانها را خطاب خواهم کرد و آنها زمین را خطاب خواهند کرد.

هوشع 2: 22  و زمین گندم و شیره و روغن را خطاب خواهد کرد و آنها یزْرَعیل را خطاب خواهند کرد.

10

هوشع 1: 7  لیکن بر خاندان یهودا رحمت خواهم فرمود و ایشان را به یهوه خدای ایشان نجات خواهم داد و ایشان را به کمان و شمشیر و جنگ و اسبان و سواران نخواهم رهانید.»

انجیل متی 4: 4  در جواب گفت، مکتوب است انسان نه محض نان زیست میکند، بلکه به هر کلمهای که از دهان خدا صادر گردد.

ایوب 34: 10  پس الان ای صاحبان فطانت مرا بشنوید؛ حاشا از خدا که بدی کند، و از قادرمطلق، که ظلم نماید.

11

رومیان 4: 19  و در ایمان کم قوّت نشده، نظر کرد به بدن خود که در آن وقت مرده بود، چونکه قریب به صد ساله بود و به رَحِم مرده سارَه.

12

دوم پادشاهان 6: 6  پس مرد خدا گفت: «کجا افتاد؟» و چون جا را به وی نشان داد، او چوبی بریده، در آنجا انداخت و آهن را روی آب آورد.

دانیال 3: 27  و اُمَرا و روسا و والیان و مشیران پادشاه جمع شده، آن مردان را دیدند که آتش به بدنهای ایشان اثری نکرده و مویی از سر ایشان نسوخته و رنگ ردای ایشان تبدیل نشده، بلکه بوی آتش به ایشان نرسیده است.

اول پادشاهان 18: 17 -  39  17و چون اَخاب ایلیا را دید، اَخاب وی را گفت: «آیا تو هستی که اسرائیل را مضطرب میسازی؟»  18گفت: «من اسرائیل را مضطرب نمیسازم، بلکه تو و خاندان پدرت؛ چونکه اوامر خداوند را ترک کردید و تو پیروی بعلیم را نمودی.  19پس الان بفرست و تمام اسرائیل رانزد من بر کوه کرمل جمع کن و انبیای بعل را نیز چهارصد و پنجاه نفر، و انبیای اشیریم را چهارصد نفر که بر سفرۀ ایزابل میخورند.»  20پس اَخاب نزد جمیع بنیاسرائیل فرستاده، انبیا را بر کوه کرمل جمع کرد.  21و ایلیا به تمامی قوم نزدیک آمده، گفت: «تا به کی در میان دو فرقه میلنگید؟ اگر یهُوَه خداست، او را پیروی نمایید! و اگر بَعْل است، وی را پیروی نمایید!» اما قوم در جواب او هیچ نگفتند.  22پس ایلیا به قوم گفت: «من تنها نبی یهُوَه باقی ماندهام و انبیای بَعل چهارصد و پنجاه نفرند.  23پس به ما دو گاو بدهند و یک گاو به جهت خود انتخاب کرده، و آن را قطعه قطعه نموده، آن را بر هیزم بگذارند و آتش ننهند؛ و من گاو دیگر را حاضر ساخته، بر هیزم میگذارم و آتش نمینهم.  24و شما اسم خدای خود را بخوانید و من نام یهُوَه را خواهم خواند؛ و آن خدایی که به آتش جواب دهد، او خدا باشد.» و تمامی قوم در جواب گفتند: «نیکو گفتی.»  25پس ایلیا به انبیای بَعْل گفت: «یک گاو برای خود انتخاب کرده، شما اول آن را حاضر سازید زیرا که بسیار هستید و به نام خدای خود بخوانید، اما آتش نگذارید.»  26پس گاو را که به ایشان داده شده بود، گرفتند و آن را حاضر ساخته، نام بعل را از صبح تا ظهر خوانده، میگفتند: «ای بعل ما را جواب بده.» لیکن هیچ صدا یا جوابی نبود و ایشان بر مذبحی که ساخته بودند، جست و خیز مینمودند.  27و به وقت ظهر، ایلیا ایشان را مسخره نموده، گفت: «به آواز بلند بخوانید زیرا که او خداست! شاید متفکّر است یا به خلوت رفته، یا در سفر میباشد، یا شاید که در خواب است و باید او را بیدار کرد!»  28و ایشان به آوازبلند میخواندند و موافق عادت خود، خویشتن را به تیغها و نیزهها مجروح میساختند، به حدی که خون بر ایشان جاری میشد.  29و بعد از گذشتن ظهر تا وقت گذرانیدن هدیۀ عصری، ایشان نبوت میکردند؛ لیکن نه آوازی بود و نه کسی که جواب دهد یا توجه نماید.  30آنگاه ایلیا به تمامی قوم گفت: «نزد من بیایید.» و تمامی قوم نزد وی آمدند و مذبح یهُوَه را که خراب شده بود، تعمیر نمود.  31و ایلیا موافق شمارۀ اسباط بنییعقوب که کلام خداوند بر وی نازل شده، گفته بود که نام تو اسرائیل خواهد بود، دوازده سنگ گرفت.  32و به آن سنگها مذبحی به نام یهُوَه بنا کرد و گرداگرد مذبح خندقی که گنجایش دو پیمانه بَزر داشت، ساخت.  33و هیزم را ترتیب داد و گاو را قطعه قطعه نموده، آن را بر هیزم گذاشت. پس گفت: «چهار خُمْ از آب پر کرده، آن را بر قربانی سوختنی و هیزم بریزید.»  34پس گفت: «بار دیگر بکنید»؛ و گفت: «بار سوم بکنید.» و بار سوم کردند.  35و آب گرداگرد مذبح جاری شد و خندق نیز از آب پر گشت.  36و در وقت گذرانیدن هدیۀ عصری، ایلیای نبی نزدیک آمده، گفت: «ای یهُوَه، خدای ابراهیم و اسحاق و اسرائیل، امروز معلوم بشود که تو در اسرائیل خدا هستی و من بندۀ تو هستم و تمام این کارها را به فرمان تو کردهام.  37مرا اجابت فرما ای خداوند ! مرا اجابت فرما تا این قوم بدانند که تو یهُوَه خدا هستی و اینکه دل ایشان را باز پس گردانیدی.»  38آنگاه آتشِ یهُوَه افتاده، قربانی سوختنی و هیزم و سنگها و خاک را بلعید و آبرا که در خندق بود، لیسید.  39و تمامی قوم چون این را دیدند، به روی خود افتاده، گفتند: «یهُوَه، او خداست! یهُوَه او خداست

انجیل یوحنا 11: 43 -  45  43چون این را گفت، به آواز بلند ندا کرد، ای ایلعازر، بیرون بیا.  44در حال آن مرده دست و پای به کفن بسته بیرون آمد و روی او به دستمالی پیچیده بود. عیسی بدیشان گفت، او را باز کنید و بگذارید برود. توطئه قتل عیسی  45آنگاه بسیاری از یهودیان که با مریم آمده بودند، چون آنچه عیسی کرد دیدند، بدو ایمان آوردند.

رومیان 1: 4  و بحسب روح قدّوسیّت، پسر خدا به قوّت معروف گردید از قیامت مردگان، یعنی خداوند ما عیسی مسیح،

14

رومیان 11: 32 -  34  32زیرا خدا همه را در نافرمانی بسته است تا بر همه رحم فرماید.  33زهی عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا! چقدر بعید از غوررسی است احکام او و فوق از کاوش است طریقهای وی!  34زیرا کیست که رأی خداوند را دانسته باشد؟ یا کِه مشیر او شده؟

دوم سموئیل 24: 1  و خشم خداوند بار دیگر بر اسرائیل افروخته شد. پس داود را بر ایشان برانگیزانیده، گفت: «برو و اسرائیل و یهودا را بشمار.»
اول تواریخ 21: 1  و شیطان به ضد اسرائیل برخاسته، داود را اغوا نمود که اسرائیل را بشمارد.

اول پادشاهان 22: 22  و خداوند وی را گفت: به چه چیز؟ او جواب داد که من بیرون میروم و در دهان جمیع انبیایش روح کاذب خواهم بود. او گفت: وی را اغوا خواهی کرد و خواهی توانست. پس برو و چنین بکن.

اول پادشاهان 22: 23  پس الان خداوند روحی کاذب در دهان جمیع این انبیای تو گذاشته است و خداوند دربارۀ تو سخن بد گفته است

اول تواریخ 10: 4  و شاول به سلاحدار خود گفت: «شمشیر را بکش و به من فرو بر، مبادا این نامختونان بیایند و مرا افتضاح کنند.» اما سلاحدارش نخواست زیرا که بسیار میترسید؛ پس شاول شمشیر را گرفته بر آن افتاد.

اول تواریخ 10: 13  پس شاول به سبب خیانتی که به خداوند ورزیده بود مُرد، به جهت کلام خداوند که آن را نگاه نداشته بود، و از این جهت نیز که از صاحبۀ اجنّه سوال نموده بود.

اول تواریخ 10: 14  و چونکه خداوند را نطلبیده بود، او را کُشت و سلطنت او را به داود بن یسَّی برگردانید.

دوم سموئیل 16: 10  پادشاه گفت: «ای پسران صَرُویه مرا با شما چه کار است؟ بگذارید که دشنام دهد، زیرا خداوند او را گفته است که داود را دشنام بده. پس کیست که بگوید چرا این کار را میکنی؟»

اعمال رسولان 2: 23  این شخص چون برحسب ارادة مستحکم و پیشدانی خدا تسلیم شد، شما به دست گناهکاران بر صلیب کشیده، کُشتید،

اعمال رسولان 4: 27  زیرا که فیالواقع بر بندة قدّوس تو عیسی که او را مسح کردی، هیرودیس و پنطیوس پیلاطس با امّتها و قومهای اسرائیل با هم جمع شدند،

اعمال رسولان 4: 28  تا آنچه را که دست و رأی تو از قبل مقدّر فرموده بود، بجا آورند.

اشعیا 45: 7  پدید آورنده نور و آفریننده ظلمت. صانع سلامتی و آفریننده بدی. من یهوه صانع همه این چیزهاهستم.

15

اعمال رسولان 14: 16  که در طبقات سلف همة امّتها را واگذاشت که در طُرُق خود رفتار کنند،

مزامیر 76: 10  آنگاه خشم انسان تو را حمد خواهد گفت، و باقی خشم را بر کمر خود خواهی بست.

دوم پادشاهان 19: 28  چونکه خشمی که بر من داری و غرور تو، به گوش من برآمده است. بنابراین مهار خود را به بینی تو و لِگام خود را به لبهایت گذاشته، تو را به راهی که آمدهای، برخواهم گردانید.

اشعیا 10: 5 -  7  5وای بر آشور که عصای غضب من است و عصایی که در دست ایشان است خشم من میباشد.  6او را بر امّت منافق میفرستم و نزد قوم مغضوب خود مأمور میدارم، تا غنیمتی بربایند و غارتی ببرند و ایشان را مثل گِل کوچهها پایمال سازند.  7امّا او چنین گمان نمیکند و دلش بدینگونه قیاس نمینماید، بلکه مراد دلش این است که امّتهای بسیار را هلاک و منقطع بسازد.

اشعیا 10: 12  و واقع خواهد شد بعد از آنکه خداوند تمامی کار خود را با کوه صهیون و اورشلیم به انجام رسانیده باشد که من از ثمره دل مغرورپادشاه آشور و از فخر چشمان متکبّر وی انتقام خواهم کشید.
اشعیا 10: 15  آیا تبر بر کسی که به آن میشکند فخر خواهد نمود یا ارّه بر کسی که آن را میکشد افتخار خواهد کرد، که گویا عصا بلند کننده خود را بجنباند یا چوب دست آنچه را که چوب نباشد بلند نماید؟

16

پپیدایش 50: 20  شما دربارۀ من بد اندیشیدید، لیکن خدا از آن قصد نیکی کرد، تا کاری کند که قوم کثیری را اِحیا نماید، چنانکه امروز شده است.

اشعیا 10: 6  او را بر امّت منافق میفرستم و نزد قوم مغضوب خود مأمور میدارم، تا غنیمتی بربایند و غارتی ببرند و ایشان را مثل گِل کوچهها پایمال سازند.

اشعیا 10: 7  امّا او چنین گمان نمیکند و دلش بدینگونه قیاس نمینماید، بلکه مراد دلش این است که امّتهای بسیار را هلاک و منقطع بسازد.

اشعیا 10: 12 -  15  12و واقع خواهد شد بعد از آنکه خداوند تمامی کار خود را با کوه صهیون و اورشلیم به انجام رسانیده باشد که من از ثمره دل مغرورپادشاه آشور و از فخر چشمان متکبّر وی انتقام خواهم کشید.  13زیرا میگوید: «به قوّت دست خود و به حکمت خویش چونکه فهیم هستم این را کردم و حدود قومها را منتقل ساختم و خزاین ایشان را غارت نمودم و مثل جبّار سروران ایشان را به زیر انداختم.  14و دست من دولت قومها را مثل آشیانهای گرفته است و به طوری که تخمهای متروک را جمع کنند، من تمامی زمین را جمع کردم. و کسی نبود که بال را بجنباند یا دهان خود را بگشاید یا جک جک بنماید.»  15آیا تبر بر کسی که به آن میشکند فخر خواهد نمود یا ارّه بر کسی که آن را میکشد افتخار خواهد کرد، که گویا عصا بلند کننده خود را بجنباند یا چوب دست آنچه را که چوب نباشد بلند نماید؟

17

رساله یعقوب 1: 13  هیچکس چون در تجربه افتد، نگوید، خدا مرا تجربه میکند، زیرا خدا هرگز از بدیها تجربه نمیشود و او هیچکس را تجربه نمیکند.

رساله یعقوب 1: 14  لکن هرکس در تجربه میافتد، وقتی که شهوت وی او را میکَشَد، و فریفته میسازد.

رساله یعقوب 1: 17  هر بخشندگیِ نیکو و هر بخششِ کامل از بالا است، و نازل میشود از پدر نورها، که نزد او هیچ تبدیل و سایة گَردِش نیست.

رساله اول یوحنا 2: 16  زیرا که آنچه در دنیاست، از شهوت جسم و خواهش چشم و غرور زندگانی از پدر نیست بلکه از جهان است.

مزامیر 50: 21  این را کردی و من سکوت نمودم. پس گمان بردی که من مثل تو هستم. لیکن تو را توبیخ خواهم کرد. و این را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد.

18

دوم تواریخ 32: 25  لیکن حِزْقیا موافق احسانی که به وی داده شده بود، عمل ننمود زیرا دلش مغرور شد و غضب بر او و یهودا و اورشلیم افروخته گردید.

دوم تواریخ 32: 26  اما حِزْقیا با ساکنان اورشلیم، از غرور دلش تواضع نمود، لهذا غضب خداوند در ایام حِزْقیا بر ایشان نازل نشد.

دوم تواریخ 32: 31  اما در امر ایلچیانِ سرداران بابل که نزد وی فرستاده شده بودند تا دربارۀ آیتی که در زمین ظاهر شده بود پرسش نمایند، خدا او را واگذاشت تا او را امتحان نماید و هر چه در دلش بود بداند.

دوم سموئیل 24: 1  و خشم خداوند بار دیگر بر اسرائیل افروخته شد. پس داود را بر ایشان برانگیزانیده، گفت: «برو و اسرائیل و یهودا را بشمار.»

دوم سموئیل 24: 25  و داود در آنجا مذبحی برای خداوند بنا نموده، قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتیگذرانید. پس خداوند به جهت زمین اجابت فرمود و وبا از اسرائیل رفع شد.

تثنیه 8: 2  و بیاد آور تمامی راه را که یهُوَه، خدایت، تو را این چهل سال در بیابان رهبری نمود تا تو را ذلیل ساخته، بیازماید، و آنچه را که در دل تو است بداند، که آیا اوامر او را نگاه خواهی داشت یا نه.

انجیل لوقا 22: 31  پس خداوند گفت، ای شمعون، ای شمعون، اینک، شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند،

انجیل لوقا 22: 32  لیکن من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود؛ و هنگامی که تو بازگشت کنی برادران خود را استوار نما.

19

دوم قرنتیان 12: 7 -  9  7و تا آنکه از زیادتیِ مکاشفات زیاده سرافرازی ننمایم، خاری در جسم من داده شد، فرشته شیطان، تا مرا لطمه زند، مبادا زیاده سرافرازی نمایم.  8و دربارة آن از خداوند سه دفعه استدعا نمودم تا از من برود.  9مرا گفت، فیض من تو را کافی است، زیرا که قوّت من در ضعف کامل میگردد. پس به شادی بسیار از ضعفهای خود بیشتر فخر خواهم نمود تا قوّت مسیح در من ساکن شود.

مزامیر 73: 1 -  28  1[مزمور آساف] هرآینه خدا برای اسرائیل نیکوست، یعنی برای آنانی که پاکدل هستند.  2و امّا من نزدیک بود که پایهایم از راه در رود و نزدیک بود که قدمهایم بلغزد.  3زیرا بر متکبران حسد بردم چون سلامتیِ شریران را دیدم.  4زیرا که در موت ایشان قیدها نیست و قوّت ایشان مستحکم است.  5مثل مردم در زحمت نیستند و مثل آدمیان مبتلا نمیباشند.  6بنابراین گردن ایشان به تکبر آراسته است و ظلم مثل لباس ایشان را میپوشاند.  7چشمان ایشان از فربهی بدر آمده است و از خیالات دل خود تجاوز میکنند.  8استهزا میکنند و حرفهای بد میزنند و سخنان ظلمآمیز را از جای بلند میگویند.  9دهان خود را بر آسمانها گذاردهاند و زبان ایشان در جهان گردش میکند.  10پس قوم او بدینجا برمیگردند و آبهای فراوان، بدیشان نوشانیده میشود.  11و ایشان میگویند، خدا چگونه بداند و آیا حضرت اعلی علم دارد؟  12اینک، اینان شریر هستند که همیشه مطمئن بوده، در دولتمندی افزوده میشوند.  13یقیناً من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهای خود را به پاکی شستهام.  14و من تمامیِ روز مبتلا میشوم و تأدیب من هر بامداد حاضر است.  15اگر میگفتم که چنین سخن گویم، هر آینه بر طبقة فرزندان تو خیانت میکردم.  16چون تفکر کردم که این را بفهمم، در نظر من دشوار آمد.  17تا به قدسهای خدا داخل شدم. آنگاه در آخرت ایشان تأمل کردم.  18هر آینه ایشان را در جایهای لغزنده گذاردهای. ایشان را به خرابیها خواهی انداخت.  19چگونه بَغْتَةً به هلاکت رسیدهاند! تباه شده، از ترسهای هولناک نیست گردیدهاند.  20مثل خوابِ کسی چون بیدار شد، ای خداوند همچنین چون برخیزی، صورت ایشان را ناچیز خواهی شمرد.  21لیکن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود، دل ریش شده بودم.  22و من وحشی بودم و معرفت نداشتم و مثل بهایم نزد تو گردیدم.  23ولی من دائماً با تو هستم. تو دست راست مرا تأیید کردهای.  24موافق رأی خود مرا هدایت خواهی نمود و بعد از این مرا به جلال خواهی رسانید.  25کیست برای من در آسمان؟ و غیر از تو هیچ چیز را در زمین نمیخواهم.  26اگرچه جسد و دل من زائل گردد، لیکن صخرة دلم و حصة من خداست تا ابدالآباد.  27زیرا آنانی که از تو دورند هلاک خواهند شد. و آنانی را که از تو زنا میکنند، نابود خواهی ساخت.  28و امّا مرا نیکوست که به خدا تقّرب جویم. بر خداوند یهوه توکّل کردهام تا همة کارهای تو را بیان کنم.

مزامیر 77: 1 -  12  1[برای سالار مغنیان بر یدوتون. مزمور آساف] آواز من بسوی خداست و فریاد میکنم؛ آواز من بسوی خداست. گوش خود را به من فرا خواهد گرفت.  2در روز تنگیِ خود خداوند را طلب کردم. در شب، دست من دراز شده، بازکشیده نگشت و جان من تسلی نپذیرفت.  3خدا را یاد میکنم و پریشان میشوم. تفکر مینمایم و روح من متحیر میگردد، سلاه.  4چشمانم را بیدار میداشتی. بیتاب میشدم و سخن نمیتوانستم گفت.  5دربارة ایام قدیم تفکر کردهام. دربارة سالهای زمانهای سلف.  6سرود شبانة خود را بخاطر میآورم و در دل خود تفکر میکنم و روح من تفتیش نموده است.  7مگر خدا تا به ابد ترک خواهد کرد و دیگر هرگز راضی نخواهد شد.  8آیا رحمت او تا به ابد زایل شده است؟ و قول او باطل گردیده تا ابدالآباد؟  9آیا خدا رأفت را فراموش کرده؟ و رحمتهای خود را در غضب مسدود ساخته است؟ سلاه.  10پس گفتم این ضعف من است. زهی سالهای دست راست حضرت اعلی!  11کارهای خداوند را ذکر خواهم نمود زیرا کار عجیب تو را که از قدیم است، به یاد خواهم آورد  12و در جمیعکارهای تو تأمل خواهم کرد و در صنعتهای تو تفکر خواهم نمود.

انجیل مرقس 14: 66 -  72  66و در وقتی که پطرس در ایوان پایین بود، یکی از کنیزان رئیس کهنه آمد  67و پطرس را چون دید که خود را گرم میکند، بر او نگریسته، گفت، تو نیز با عیسی ناصری میبودی؟  68او انکار نموده، گفت، نمیدانم و نمیفهمم که تو چه میگویی! و چون بیرون به دهلیز خانه رفت، ناگاه خروس بانگ زد.  69و بار دیگر آن کنیزک او را دیده، به حاضرین گفتن گرفت که این شخص از آنها است!  70او باز انکار کرد. و بعد از زمانی حاضرین بار دیگر به پطرس گفتند، در حقیقت تو از آنها میباشی زیرا که جلیلی نیز هستی و لهجه تو چنان است.  71پس به لعن کردن و قسم خوردن شروع نمود که آن شخص را که میگویید نمیشناسم.  72ناگاه خروس مرتبه دیگر بانگ زد. پس پطرس را بهخاطر آمد آنچه عیسی بدو گفته بود که قبل از آنکه خروس دو مرتبه بانگ زند، سه مرتبه مرا انکار خواهی نمود. و چون این را بهخاطر آورد، بگریست.

انجیل یوحنا 21: 15 -  19  15و بعد از غذا خوردن، عیسی به شمعون پطرس گفت، ای شمعون، پسر یونا، آیا مرا بیشتر از اینها محبّت مینمایی؟ بدو گفت، بلی خداوندا، تو میدانی که تو را دوست میدارم. بدو گفت، برههای مرا خوراک بده.  16باز در ثانی به او گفت، ای شمعون، پسر یونا، آیا مرا محبّت مینمایی؟ به او گفت، بلی خداوندا، تو میدانی که تو را دوست میدارم. بدو گفت، گوسفندان مرا شبانی کن.  17مرتبه سوم بدو گفت، ای شمعون، پسر یونا، مرا دوست میداری؟ پطرس محزون گشت، زیرا مرتبه سوم بدو گفت مرا دوست میداری؟ پس به او گفت، خداوندا، تو بر همهچیز واقف هستی. تو میدانی که تو را دوست میدارم. عیسی بدو گفت، گوسفندان مرا خوراک ده.  18آمین آمین به تو میگویم وقتی که جوان بودی، کمر خود را میبستی و هر جا میخواستی میرفتی ولکن زمانی که پیر شوی دستهای خود را دراز خواهی کرد و دیگران تو را بسته به جایی که نمیخواهیتو را خواهند برد.  19و بدین سخن اشاره کرد که به چه قسم موت خدا را جلال خواهد داد و چون این را گفت، به او فرمود، از عقب من بیا.

20

رومیان 1: 24  لهذا خدا نیز ایشان را در شهوات دل خودشان به ناپاکی تسلیم فرمود تا در میان خود بدنهای خویش را خوار سازند،
رومیان 1: 25  که ایشان حقّ خدا را به دروغ مبدّل کردند و عبادت و خدمت نمودند مخلوق را به عوض خالقی که تا ابدالآباد متبارک است. آمین.

رومیان 1: 26  از این سبب خدا ایشان را به هوسهای خباثت تسلیم نمود، به نوعی که زنانشان نیز عمل طبیعی را به آنچه خلاف طبیعت است تبدیل نمودند.

رومیان 1: 28  و چون روا نداشتند که خدا را در دانش خود نگاه دارند، خدا ایشان را به ذهن مردود واگذاشت تا کارهای ناشایسته بجا آورند.

رومیان 11: 7  پس مقصود چیست؟ اینکه اسرائیل آنچه را که میطلبد نیافته است، لکن برگزیدگان یافتند و باقیماندگان سختدل گردیدند؛

رومیان 11: 8  چنانکه مکتوب است که خدا بدیشان روح خوابآلود داد چشمانی که نبیند و گوشهایی که نشنود تا امروز.

دوم تسالونیکیان 2: 11  و بدین جهت خدا به ایشان عمل گمراهی میفرستد تا دروغ را باور کنند

دوم تسالونیکیان 2: 12  و تا فتوایی شود بر همة کسانی که راستی را باور نکردند بلکه به ناراستی شاد شدند.

21

تثنیه 29: 4  اما خداوند دلی را که بدانید و چشمانی را که ببینید و گوشهایی را که بشنوید تا امروز به شما نداده است.

انجیل مرقس 4: 11  به ایشان گفت، به شما دانستن سرّ ملکوت خدا عطا شده، امّا به آنانی که بیرونند، همهچیز به مثلها میشود،

انجیل مرقس 4: 12  تا نگران شده بنگرند و نبینند و شنوا شده بشنوند و نفهمند، مبادا بازگشت کرده گناهان ایشان آمرزیده شود.

22

انجیل متی 13: 12  زیرا هر که دارد بدو داده شود و افزونی یابد. امّا کسی که ندارد آنچه دارد هم از او گرفته خواهد شد.

انجیل متی 25: 29  زیرا به هر که دارد داده شود و افزونی یابد و از آنکه ندارد آنچه دارد نیز گرفته شود.

اعمال رسولان 13: 10  گفت، ای پر از هر نوع مکر و خباثت، ای فرزند ابلیس و دشمن هر راستی، باز نمیایستی از منحرف ساختن طُرُق راستِ خداوند؟

اعمال رسولان 13: 11  الحال دست خداوند بر توست و کور شده، آفتاب را تا مدتّی نخواهی دید. که در همان ساعت، غَشاوة و تاریکی او را فرو گرفت و دور زده، راهنمایی طلب میکرد.

دوم قرنتیان 11: 13  زیرا که چنین اشخاص رسولان کَذَبه و عمله مکّار هستند که خویشتن را به رسولان مسیح مشابه میسازند.

دوم قرنتیان 11: 15  پس امر بزرگ نیست که خدّام وی خویشتن را به خدّام عدالت مشابه سازند که عاقبت ایشان برحسب اعمالشان خواهد بود.

23

تثنیه 2: 30  اما سیحون ملک حشبون نخواست که ما را از سرحد خود راه بدهد، زیرا که یهُوَه خدای تو روح او را به قساوت و دل او را به سختی واگذاشت، تا او را چنانکه امروز شده است، به دست تو تسلیم نماید.

دوم پادشاهان 8: 12  و حَزائیل گفت: «آقایم چرا گریه میکند؟» او جواب داد: «چونکه ضرری را که تو به بنیاسرائیل خواهی رسانید، میدانم؛ قلعههای ایشان را آتش خواهی زد و جوانان ایشان را به شمشیر خواهی کشت، و اطفال ایشان را خُرد خواهی نمود و حاملههای ایشان را شکم پاره خواهی کرد.»

دوم پادشاهان 8: 13  و حَزائیل گفت: «بندۀ تو که سگ است، کیست که چنین عمل عظیمی بکند؟» اَلِیشَع گفت: «خداوند بر من نموده است که تو پادشاه اَرام خواهی شد.»

24

مزامیر 81: 11  لیکن قوم من سخن مرا نشنیدند و اسرائیل مرا ابا نمودند.

مزامیر 81: 12  پس ایشان را به سختیِ دلشان ترک کردم که به مشورتهای خود سلوک نمایند.

دوم تسالونیکیان 2: 10 -  12  10و به هر قسم فریب ناراستی برای هالکین، از آنجا که محبّت راستی را نپذیرفتند تا نجات یابند.  11و بدین جهت خدا به ایشان عمل گمراهی میفرستد تا دروغ را باور کنند  12و تا فتوایی شود بر همة کسانی که راستی را باور نکردند بلکه به ناراستی شاد شدند.

دوم قرنتیان 2: 11  تا شیطان بر ما برتری نیابد، زیرا که از مکاید او بیخبر نیستیم. خصوصیات خادمین عهد جدید
دوم قرنتیان 11: 3  لیکن میترسم که چنانکه مار به مکر خود حوّا را فریفت، همچنین خاطر شما هم از سادگیای که در مسیح است، فاسد گردد.

25

خروج 7: 3  و من دل فرعون را سخت میکنم، و آیات و علامات خود را در زمین مصر بسیار میسازم.

خروج 8: 15  اما فرعون چون دید که آسایش پدید آمد، دل خود را سخت کرد و بدیشان گوش نگرفت، چنانکه خداوند گفته بود.

خروج 8: 32  اما در این مرتبه نیز فرعون دل خود را سخت ساخته، قوم را رهایی نداد.

دوم قرنتیان 2: 15  زیرا خدا را عطر خوشبوی مسیح میباشیم هم در ناجیان و هم در هالکان.

دوم قرنتیان 2: 16  امّا اینها را عطر موت، الی موت و آنها را عطر حیات الی حیات. و برای این امور کیست که کافی باشد؟

اشعیا 6: 9  گفت: «برو و به این قوم بگو البّته خواهید شنید، امّا نخواهید فهمید و هرآینهخواهید نگریست امّا درک نخواهید کرد.

اشعیا 6: 10  دل این قوم را فربه ساز و گوشهای ایشان را سنگین نما و چشمان ایشان را ببند، مبادا با چشمان خود ببینند و با گوشهای خود بشنوند و با دل خود بفهمند و بازگشت نموده، شفا یابند.»

اشعیا 8: 14  و او (برای شما) مکان مقدّس خواهد بود امّا برای هردو خاندان اسرائیل سنگ مصادم و صخره لغزش دهنده و برای ساکنان اورشلیم دام و تله.

رساله اول پطرس 2: 7  پس شما را که ایمان دارید اکرام است، لکن آنانی را که ایمان ندارند، آن سنگی که معماران ردّ کردند، همان سر زاویه گردید،

رساله اول پطرس 2: 8  و سنگ لغزش دهنده و صخرة مصادم، زیرا که اطاعت کلام نکرده، لغزش میخورند، که برای همین معیّن شدهاند.

اعمال رسولان 28: 26  گفته است که، نزد این قوم رفته بدیشان بگو به گوش خواهید شنید و نخواهید فهمید و نظر کرده خواهید نگریست و نخواهید دید؛

اعمال رسولان 28: 27  زیرا دل این قوم غلیظ شده و به گوشهای سنگین میشنوند و چشمان خود را بر هم نهادهاند، مبادا به چشمان ببینند و به گوشها بشنوند و به دل بفهمند و بازگشت کنند تا ایشان را شفا بخشم.

26

اول تیموتائوس 4: 10  زیرا که برای این زحمت و بیاحترامی میکشیم، زیرا امید داریم به خدای زنده، که جمیع مردمان علیالخصوص مومنین را نجاتدهنده است.

عاموس 9: 8  اینک چشمان خداوند یهُوَه بر مملکت گناهکار میباشد و من آن را از روی زمین هلاک خواهم ساخت لیکن خداوند میگوید که «خاندان یعقوب را بالکّل هلاک نخواهم ساخت.

عاموس 9: 9  زیرا اینک من امر فرموده، خاندان اسرائیل را در میان همه امّت ها خواهم بیخت، چنانکه غلّه درغربال بیخته میشود و دانهای بر زمین نخواهد افتاد.

رومیان 8: 28  و میدانیم که بجهت آنانی که خدا را دوست میدارند و بحسب ارادة او خوانده شدهاند، همه چیزها برای خیریّت [ایشان] با هم در کار میباشند.

اشعیا 43: 3 -  5  3زیرا من یهوه خدای تو و قدّوس اسرائیل نجات دهنده تو هستم. مصر را فدیه تو ساختم و حبش و سبا را به عوض تو دادم.  4چونکه در نظر من گرانبها ومکرّم بودی و من تو را دوست میداشتم پس مردمان را به عوض تو و طوایف را در عوض جان تو تسلیم خواهم نمود.  5مترس زیرا که من با تو هستم و ذریت تو را از مشرق خواهم آورد و تو را از مغرب جمع خواهم نمود.

اشعیا 43: 14  خداوند که ولّی شما و قدّوس اسرائیل است چنین میگوید: «بخاطر شما به بابل فرستادم و همه ایشان را مثل فراریان فرود خواهم آورد و کلدانیان را نیز در کشتیهای وَجْدِ ایشان.
افسسیان 1: 22  و همهچیز را زیر پایهای او نهاد و او را سر همهچیز به کلیسا داد،

انجیل متی 16: 18  و من نیز تو را میگویم که تویی پطرس و بر این صخره کلیسای خود را بنا میکنم و ابواب جهنّم بر آن استیلا نخواهد یافت.