قول می‌دهم

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 
امّا بعد از برخاستنم، پیش از شما به جلیل خواهم رفت.  پطرس به وی گفت:«هرگاه همه لغزش خورند، من هرگز نخورم.»  عیسی وی را گفت:«هر آینه به تو می گویم که امروز در همین شب، قبل از آنکه خروس دو مرتبه بانگ زند، تو سه مرتبه مرا انکار خواهی نمود. » لیکن او به تأکید زیادتر می گفت:«هرگاه مردنم با تو لازم افتد، تو را هرگز انکار نکنم.» و دیگران نیز همچنان گفتند. مرقس ۱۴: ۲۷-۳۱
 

Promise

 

 

 

قول می‌دم! قول می‌دم!

این کلمات ساده‌ایست، ولی نگهداری آن چندان ساده نیست. ما داستان سرشکستگی پطرس را به خوبی می‌دانیم. می‌دانیم که چگونه سه بار عیسی را انکار کرد. خواهش می‌کنم پطرس را برای این کارش سرزنش نکنید تا وقتی که به این سوال جواب دهید: آیا تا به حال شما زیر قول خود با خدا زده‌اید؟ یا بهتر است بگویم که تا به حال چند بار زیر قول و وعده‌هایتان با خدا زده‌اید؟

به یاد دارید زمانی که تصمیم گرفتند که پیرو امین او باشید؟ همه ما ایمانداران در اوایل ایمانمان به او قول‌هایی داده‌ایم.

به یاد دارید که به او قول داید که می خواهید خود را به او تقدیم کنید؟

به یاد دارید که به او قول دادید که می‌خواهید او صاحب و مالک زندگی شما باشد؟

به یاد دارید که به او قول دادید که از دهانتان چیزی جز شهادت کار او در زندگی‌تان خارج نشود؟

به یاد دارید که به او قول دادید که هر چه به دست آورید به او تقدیم خواهد کرد؟

به یاد دارید که به او قول دادید که دیگر این را انجام نخواهید داد؟

به یاد دارید که به او قول دادید که از دهان شما چنین چیزی خارج نخواهد شد؟

به یاد دارید که به او قول دادید که از درآمدتان چقدر به او خواهید داد؟

به یاد دارید که به او قول دادید که دیگر به ... نگاه نخواهید کرد؟

به یاد دارید ...

همه ما این وعده‌ها و قول‌ها را بیاد داریم. به یاد داریم که چگونه بعد از مدتی زیر قول خود زدیم و آن را شکستیم. حال که به یاد دارید که شما هم زیر قول خود زده‌اید، به سراغ ضعف پطرس برویم. او بعد از این قولش، آن را شکست. اما چرا؟ او این وعده را در آغوش مسیح داد. زمانی که در مشارکت و مصاحبت با عیسی بسر می‌برد. پطرس قول خود را زمانی زیر پاگذاشت که از مشارکت با عیسی خارج شد. زمانی که در مقابل فشار جامعه به دور از عیسی قرار گرفت. زمانی که دیگر چشمانش به چشمان عیسی دوخته نشده بود. 

قول‌های خود را با او چگونه بستید، در سختی‌ها، در آزمایش‌ها و یا در جلسه کلیسایی؟ چگونه آن را شکستید، تحت فشار جامعه یا تحت فشار جسم؟ آیا آنها را در هنگام دعا یا مطالعه روزانه کلامش شکستید؟ شما زمانی که چشم از چشمان عیسی برداشتید و از مشارکت با او خارج شدید، دست به چنین کاری زده‌اید. ما در روشنایی آفتاب عهد بسته و در تاریکی شب آن را می‌شکنیم.

چگونه به آن تاریکی رسیدی؟

پطرس زمانی به خود آمد که دوباره چشم به چشمان عیسی دوخته بود.

بیاییم با پطرس همقدم شده و به او خیره شویم.

 

آفریدگارا! من زندگی خود را در طلوع آفتاب به تو تقدیم کردم، اما اکنون در این ظلمت قول مرا تقویت فرما. من به تو، به مشارکت با تو نیازمندم. چشمانت را بر چشمان دلم انداز تا تبدیل شود.

 

برادر محمد