کوزه به دوش گمنام

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

و روز اوّل از عید فطیر که در آن فِصَح را ذبح می کردند، شاگردانش به وی گفتند:«کجا می‌خواهی برویم تدارک ببینیم تا فِصَح را بخوری؟» پس دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، بدیشان گفت:«به شهر بروید و شخصی با سبوی آب به شما خواهد برخورد. از عقب وی بروید، و به هر جایی که درآید صاحب خانه را گویید:اُستاد می گوید مهمانخانه کجا است تا فِصَح را با شاگردان خود آنجا صرف کنم؟ و او بالاخانه بزرگ مفروش و آماده به شما نشان می دهد. آنجا از بهر ما تدارک بینید.» شاگردانش روانه شدند و به شهر رفته، چنانکه او فرموده بود، یافتند و فِصَح را آماده ساختند.

GRM-1004231

 

شاگردان از کجا می‌دانستند که چطور این مرد را پیدا کنند؟ چطور آنها قادرند در پایتخت کشور، آن هم دم دم‌های عید  فصح یا پسح که شهر غلغه از مسافران بود،  آن مرد را میان هزاران مرد دیگر بیابند؟ این مرد کیست؟ اصل و نسبش چیست؟ به طور حتم  شاگردان عیسی را با تعجب و شک ترک کردند و به دنبال یافتن آن مرد به شهر رفتند. در شهر تعجب آنها افزون شد، چرا که دقیقا همان مرد را پیدا کرده سپس به دنبال آن مرد رفته آن منزل را یافته و شام عید را در آنجا تدارک دیدند.

هر چند که در ظاهر پیدا کردن این مرد کار دشوار بود، اما اگر به زمان عیسی برگردیم متوجه سادگی آن خواهیم بود. در آن زمان- حتی امروزه در بسیاری از روستاها- آب آوردن کار زنان بود و نه مردان. پس پیدا کردن مردی با کوزه آب در میان جمعیت بسیار، کاری ساده بود. در حقیقت این مرد مثل گاوی پیشانی سفید در میان جمعیت بود.

گویا این مرد کوزه به دوش نقش کوتاه و بی‌اهمیتی در این داستان دارد. داستان این مرد مثل داستان صاحب گمنام است که الاغ خود را به عیسی داد. این افراد بسیار ساده و گمنام ناگهان به افرادی تبدیل گشتند که تا پایان زمان نامشان با داستان زندگی عیسی یاد خواهد شد.

برای خدا این مرد کوزه به دوش اهمیت دارد. انجیل عیسی سرشار از افراد بی‌نام و نشانی همچون اوست. افرادی که کسی آنها را نمی‌شناسد و گویا در جامعه نه تنها کسی به آنها اهمیت نمی‌دهد، بلکه نبود آنها هم احساس نمی‌شود. به زبانی دیگر انجیل مسیح سرشار از مردان و زنان کوچکی است که خداوند آنان را برگزید تا تبدیل به بازیگرانی بزرگ در نقشه حیات‌بخش خود سازد.

در جوانِ کوزه به دوش چه چیز برجسته‌ای بود که فیض خدا شامل حال او شد؟ درست در هنگامی‌ که این مرد جوان به دنبال کار روزانه خود بود، خدا به دنبال او روانه شد. خدا راه‌های متفاوتی برای بیدار ساختن و به کار گرفتن انسان‌ها دارد. خدا موانع را از سرراه برمی‌داری و ما را در حین تمام مشغولیت‌هایی که داریم، درست در زمانی که به فکر خدا نیستیم، ما را متوقف می‌سازد تا نقش کوچکی که برایمان در نظر گرفته را ما بدهد. او می‌خواهد از آنچه که مشغول به آن هستیم بازایستیم و وظیفه کوچکی که برایمان در نظر گرفته است را انجام دهیم. خدا به شما کار بزرگی نمی‌دهد، مگر کار کوچک او را درست انجام دهی.

نقش خود را در نمایش‌نامه خدا خوب ایفا کن، بعد خواهی دید که چگونه نقش کوچک شما به ناگهان به رُل کلیدی در نقشه بزرگ خدا می‌شود. خواهی دید که چگونه خدا شما را در برنامه‌ای به خدمت می‌گیرد که به هیچ وجه تصورش را نمی‌کردید.

وظیفه مرد کوزه به دوش راهنمایی شاگردان به بالاخانه بود یعنی محل برگزاری آخرین شام، شام آخر عیسی مسیح. او این وظیفه بدون اطلاع انجام داد. بطور حتم خودش نمی‌دانست در چه چیز بزرگی نقش دارد.

گوش به زنگ باش! شاید این روزها خدا نقش کوچکی در نمایش خود برایت دارد، درست زمانی که شما مشغول به کار روزانه خود هستید و انتظارش را ندارید.

بارالها! کمکم کن تا آنچه که باید انجام دهم را به نحواحسن اجرا کنم بدون اینکه من در آن نقش مهمی داشته باشم.

 

برادر محمد

MoSa