محبت بی‌شرط

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

پس او را به نزد عیسی آوردند و رخت خود را بر کره افکنده، عیسی را سوار کردند. و هنگامی که او می‌رفت جامه‌های خود را در راه می‌گستردند. و چون نزدیک به سرازیری کوه زیتون رسید، تمامی شاگردانش شادی کرده، به آواز بلند خدا را حمد گفتن شروع کردند، به سبب همه قوّاتی که از او دیده بودند. و می‌گفتند: مبارک باد آن پادشاهی که می‌آید، به نام خداوند سلامتی در آسمان و جلال در اعلی عّلّیین باد. آنگاه بعضی از فریسیان از آن میان بدو گفتند: «ای استاد شاگردان خود را نهیب نما.» او در جواب ایشان گفت: «به شما می‌گویم اگر این‌ها ساکت شوند، هر آینه سنگ‌ها به صدا آیند. (لوقا ۱۹: ۳۵-۴۰)

PastedGraphic-1

یکی از ویژگی‌های مسیح در این است که در آن واحد دارای دو چیز متقاوت است، که درک آن برایمان چندان آسان نیست. چطور می‌شود عیسی هم انسان کامل باشد و در عین حال الوهیت کامل داشته باشد؟ چگونه امکان دارد که روز یکشنبه تمام شهر برای او جشن بگیرند و لباس‌های خود را به جلوی پای او، بلکه جلوی پای الاغ او بندازند و چند روز بعد او را به مرگ محکوم کنند؟ اینکه مردم او را امروز با آغوش باز پذیرفه و بلافاصله‌‌ همان مردم او را رد کنند، ما را به چالش می‌کشد.

ما نباید تصورمان بر این باشد که ترد شدن مسیح در روز جمعه صلیب بعد از یکشنبه نخل موجب شوکه شدنش شد. امکان دارد که عیسی به خدای پدر بگویید:‌ای پدر می‌دانم که تو هم مثل من شوکه شدی از اینکه چطور جشن خیرمقدم به خشم صلیب مبدل شد.

عیسی واقف ذات و نفس آدمی است، پس چیزی نمی‌تواند او را شوکه کند. در این دنیای پرگناه و فاسد ما امکان این وجود دارد که روز یکشنبه قهرمان ملی بود و روز جمعه‌‌ همان هفته زندانی محکوم به مرگ شد.

رسیدن به مقطع عملکرد عیسی برای ما سخت و دشوار است. محبت و اعتماد کردن به کسانی می‌دانم تا چندی دیگر به ما ضربه خواهند زد کاری راحت نیست

برای نمونه به طرز رفتار عیسی با یهودا نگاه کنید. عیسی یهودا را‌‌ همان اندازه محبت می‌کرد که دیگر شا گردان را محبت می‌کرد. اما عیسی از‌‌ همان زمانی که یهودا را برگزید از دل او باخبر بود و می‌دانست که چه بلایی برسرش خواهد آورد. عیسی مسیح می‌داند در دل آدمی چه می‌گذرد.

عیسی فقط با یهودا چنین معامله نکرد. او با ما هم‌‌ همان رفتار را دارد. از زمانی که ایمان آوردیم، چندبار با رفتارمان دل او را شکستیم و او را از خود مایوس ساختیم، اما هنوز او ما را محبت می‌کرد. خیانت و دل‌آزرده کردن دردل آدمیست ولی تغییر این دل بی‌وفا کار عیسی است، حرفه و شغل اوست، ماموریت و هدف آمدن به زمین اوست.

یکشنبه نخل یادآور این واقعیت است که الارقم همه مشکلاتی که دوستان برایمان می‌سازند، بایستی آن‌ها را محبت کنیم. به خاطر داشته باشیم که تنها خداست که کامل و بی‌نقص است. دوستان ما را دلسرد و دلشکسته خواهند کرد، اما ما آن‌ها را محبت خواهیم کرد. این روش و منش عیسی است.

پروردگارا! مرا قوت عطا کن که هرگاه دوستان به من خیانت کردند هنوز من آن‌ها را محبت کنم. محبت کردن به کسی که لایق محبت نیست، راه و روش توست. پس راه و روشت را به من بیاموزان. یاری‌ام ده تا در زمان دل آزوردگی فیض و رحمت بی‌شرط و قید ترا فرا گیرم.

و هنگامی که در عید فِصَحْ در اورشلیم بود بسیاری چون معجزاتی را که از او صادر می‌گشت دیدند، به اسم او ایمان آوردند. لیکن عیسی خویشتن را بدیشان مُؤتَمِنْ نساخت، زیرا که او همه را می‌شناخت. و از آنجا که احتیاج نداشت که کسی درباره انسان شهادت دهد، زیرا خود آنچه در انسان بود می‌دانست. یوحنا ۲: ۳۵-۳۷